Friday, November 28, 2008

گلچين جملات کوتاه وودي آلن

آدَخ - اين وودي آلن بيشتر از اينکه يه بازيگر يا کارگردان باشه يه آدميه که بلده چه جوري زندگي کنه! حداقل اينکه از فيلماش اينطور ميشه برداشت کرد. علارغم اينکه طنزپردازه خوبيه، ولي نميشه گفت يکي مثل چارلي چاپلين يا جيم کريه!
کَرَک – راست میگی. قبول دارم. اصلا سبک کارشم متفاوته!
آدَخ - من از اين وودي آلن چيزاي بزرگي ياد گرفتم. مثلا اینکه وطن، تاريخ، فرهنگ و اعتقادات اصلا چيزاي مهمي نيستند که بخواهيم براشون خودمون و بکشتن بديم، کسي رو بکشيم و يا حتي به وجودشون افتخار کنيم. یه چیز دیگه ای که یاد گرفتم اینکه جنگ بخاطر چيزي جز امنيت و نفع شخصي خيلي احمقانه است.
کَرَک – نظر من این نیست ... اگر فرض کنیم یه فردی کافر باشه، دست آخر یه اعتقادی داره دیگه! از همون دفاع میکنه و براش اهمیت داره! مثلا خود تو، اگه فرض کنیم به حرفایی که میزنی باور داری، ازشون دفاع می کنی. این خودش نقیض حرفیه که می زنی!
آدَخ – البته که نقیضش نیست. ولی حیف که دلم گرفته و حوصله ندارم بهت اثبات کنم. بهرحال، از نظر من که این نتایج درسته، البته قبول دارم یه کمی کلی هستند. .... اصلا ولش کن بابا! این جمله های کوتاه وودی آلن و که ترجمه کردم و بخون و بخند. بعضیاش واقعا خیلی باحالن!
I believe there is something out there watching us. Unfortunately, it's the government.
اعتقاد دارم بيرون از اينجا چيزي هست که ما را مي پايد. از بخت بد، دولت است
I don't believe in the after life, although I am bringing a change of underwear.
به دنياي بعد از مرگ اعتقاد ندارم، باوجود اين چند تا لباس زير اضافي باخودم مي برم
I don't want to achieve immortality through my work. I want to achieve it through not dying.
دنبال جاودانگي در آثارم نيستم، جاودانگي را براي خودم مي خواهم
I had a terrible education. I attended a school for emotionally disturbed teachers.
دوران تحصيلاتم وحشتناک بود، در کلاسي شرکت مي کردم که آموزگارانش اختلالات احساسي داشتند
I took a speed-reading course and read War and Peace in twenty minutes. It involves Russia
کلاس تند خواني رفتم و بعد "جنگ و صلح" را بيست دقيقه اي خواندم. در مورد روسيه بود
I want to tell you a terrific story about oral contraception. I asked this girl to sleep with me and she said 'No.'
مي خواهم يک قضيه ي جالب برايتان بگويم؛ در مورد "جلوگيري از بارداري" به روش کلامي! من از يک دختر درخواست کردم تا با من بخوابد اما به من گفت:"نه!"
I'm such a good lover because I practice a lot on my own.
من عاشق خوبي هستم بخاطر اينکه خودم تنهايي خيلي تمرين مي کنم
I'm very proud of my gold pocket watch. My grandfather, on his deathbed, sold me this watch.
به ساعت جيبي طلايي که دارم خيلي افتخار مي کنم. اين ساعت را، پدربزرگم وقتي در بستر مرگ بود بمن فروخت
I've never been an intellectual but I have this look
هيچوقت روشنفکر نبوده ام اما قيافه اش را دارم
If you want to make God laugh, tell him about your plans
اگر مي خواهيد خدا بخندد، در مورد نقشه هايتان برايش بگوييد
If you're not failing every now and again, it's a sign you're not doing anything very innovative.
اگر شما هر چند وقت يکبار شکستي نمي خوريد، نشانه ي اينست که شما کاري که زياد ابداعي است انجام نمي دهيد
Life is divided into the horrible and the miserable
زندگي از وحشت و تيره بختي درست شده است
Life is full of misery, loneliness, and suffering - and it's all over much too soon.
زندگي پر از بدختي، تنهايي و رنج است - خيلي زود هم تمام مي شود
Man consists of two parts, his mind and his body, only the body has more fun.
بشر از دو بخش تشکيل ميشود: ذهن و بدن. تنها بدن سرگرمي بيشتري دارد
Marriage is the death of hope
ازدواج، مرگ اميد و آرزو است
Money is better than poverty, if only for financial reasons
اگر دلايل ديگر را در نظر نگيريم و تنها دلايل مالي را در نظر داشته باشيم، پول بهتر از فقر است
Not only is there no God, but try finding a plumber on Sunday
به همان واضحي که در روز تعطيل لوله کش وجود ندارد، خدا هم وجود ندارد
Right now it's only a notion, but I think I can get the money to make it into a concept, and later turn it into an idea.
لحظه فقط يک خيال است، اما فکر مي کنم که بتوانم با پول از آن يک مفهوم بسازم. و بعدتر هم ميتوانم تبديلش کنم به يک فکر
To you I'm an atheist; to God, I'm the Loyal Opposition

براي شما من يک ملحدم؛ اما براي خدا، يک مخالف وفادار
جملات زير را از فيلم "عشق و مرگ" انتخاب کردم. اين جملات از بين ديالوگ هاي کاراکتر بوريس که وودي آلن نقش آنرا ايفا مي کند انتخاب شده است
1. بنظر من طبيعت خيلي بي رحمه! گياهان از گياهان ديگه تغذيه مي کنند، حيوانات از حيوانات ديگه تغذيه مي کنند، درست مثل اينکه دنيا يه رستوران بزرگه!
2. من اگر معجزه اي مي ديدم ممکن بود (به وجود خدا) ايمان بياورم.
3. وقتي جنگ تمام شد مرا خبر کنيد.
4. گوش کن بوريس! اگه سربازاي فرانسوي به خواهرت تجاوز کنند. چي؟
- خوشبختانه من خواهر ندارم!!!
5. جنگيدن چه دردي و دوا مي کنه.
6. وقتي آدم وسط ميدون جنگ باشه، وضعش با جنرال هايي که بالاي تپه ايستادن فرق ميکنه!
7. خشونت، خشونت ببار مياره. کسي که با شمشير زندگي کنه با شمشير هم ميميره!

3 comments:

  1. سلام
    حواست باشه کم کم داری پا تو کفش من میکنی ها

    ReplyDelete
  2. سلام
    خواهش میکن من متعلق به همه هستم
    راستی چرا کسی اینجا کامنت نمیذاره؟ نویسندۀ وبلاگ رفیق منه ها اگه کامنت نذارین حال همتون رو میگیرم

    ReplyDelete
  3. تیتر بالا رو خوندم، با نظرت مخالفم.
    اگه نظرت درس باشه، پس منطق می ره زیر سوال! اخلاق مداری هم می ره زیر سوال!
    کلا قانون زندگی می ره زیر سوال! اونموقع هر کی قانون خودشو داره
    به نظر من همیشه یه چهار چوبی هست و اون چهار چوب رو مغز متفکر های همون رشته تعیین می کنن! شاید تو 20 درصدش با هم، هم عقیده نباشن، ولی پایه و زیر بنای همشون یکیه.
    پس هرکی هر کاری می کنه و از دید خودش درسته رو نقض می کنم.

    ReplyDelete