جملات کوتاه مشاهير و آزادانديشان منكر وجود خدا

يكي از بحث برانگيزترين مسائلي كه در زندگي بشر امروز وجود دارد مساله دين و مذهب است. انسان در مسير تكامل خويش بجايي رسيده است كه وارد مرحله گذر از دين گرديده است. اگر به بحث هايي كه پيرامون دين در روزگار ما ميشود توجه كرده باشيد، مطمئنا با من موافقيد كه سوالات بي پايان امروزي ها از دين داران با پاسخ هايي در ابتدا منطقي اما در انتها غير منطقي روبرو ميشود. باور كنيد كه در تمامي اديان به همين صورت است؛ يعني دست آخر شما به جايي مي رسيد كه بايد ايمان داشته باشيد و در غير اينصورت راهي براي شناخت حقيقت ازلي كه خداوند است براي شما وجود ندارد.
من اشاره كردم كه ما در مرحله گذر از دين قرار داريم؛ به اين معني كه انسان در مسير تكامل (البته منظورم تكامل صرفا فيزيكي نيست كه به اشتباه از نظريه چارلز داروين استنتاج ميگردد) به جايي رسيده است كه ديگر مي تواند از دين رها شود؛ درست مانند مرحله اي كه از بند چندگانه پرستي يا بت پرستي آزاد گرديده است. براي اينكه بتوانم اين مطلب را روشن تر بيان كنم توضيح بيشتري ميدهم:
خداوند زاده ي ترس انسان است. اما چرا؟ انسان در ابتدا مانند ديگر حيوانات بوده است با محدوديت اطلاعات و حتي ارتباط با همنوع روبرو بوده است، پس منطقي است كه اين موجود حيوان گونه كه از نيروي تفكر كم ترين بهره را مي برد ترس هايي خفيف تر داشته باشد. به اين ترتيب خداي او خداي بسيار ساده اي خواهد بود.
در مرحله بعد، اين انسان با گذشت زمان و جمع آوري اطلاعات بيشتر و گسترده شدن محدوده ي ارتباطش با ديگر همنوعان، بيشتر دچار تفكر مي گردد و مسائل را بيشتر از پيش كنكاش مي كند؛ پس لازم است كه خداي او با منطق او همگون باشد. به همين دليل در اين دوره كه قبايل شكل گرفته اند شاهد خدايان توتِم هستيم.
با پيشرفته تر شدن انسان، اطلاعات بيشتر و ارتباط بيشتر ميسر ميگردد. در اين مرحله انسان كه به ناتواني هاي خويش بيشتر از پيش آگاهي يافته است، بناچار بايد خدايي را برگزيند كه لايق چنين بنده اي باشد، خدايي كه بتواند ترس هاي او را التيام ببخشد. به اين ترتيب انسان ماوراي اتفاقاتي همچون سيل،‌خروش آتشفشان ها، خشكسالي و غيره بدنبال دليلي مي گردد. و چون دانش او آنقدر كامل نيست كه علت العلل را در يابد روي به آلِهه پرستي مي آورد. اين انسان وراي خشكسالي، خداي تير را مي بيند؛ وراي درياها و آب ها، آناهيتا را جستجو ميكند؛ و در زمان جنگ از بهرام مدد مي طلبد.
و سرانجام روزي ميرسد كه عموم انسان ها نياز به خدايي يگانه و قادر مطلق پيدا مي كنند. دين ها و شرايع متفاوتي، كهنه يا نو، شكل مي گيرند و هر كدام در نقطه اي از جهان يگانه پرستي را ترويج مي كنند. هرچه اين اديان به هم نزديكتر باشند، وجه اشتراك بيشتري نيز در آنها يافت مي شود. مانند اديان ابراهيمي كه همگي يك چيز را فرياد مي زنند. يا مانند اديان شرقي كه شباهت هاي بسياري با هم دارند.
مرحله گذر از دين
اما از اين جا به بعد انسان وارد مرحله اي جديد خواهيد شد. البته هنوز در ابتداي مرحله گذر از مرحله قبل و ورود به اين مرحله قرار دارد. اما چرا انسان، كه هر چه بيشتر پيشرفت مي كند بيشتر احساس خطر مي كند و بر ناتواني خويش آگاهي مي يابد، در اين مرحله خدا را كه تنها ياور اوست كنار مي گذارد؟ انسان اين عصر بخاطر تفكر بسيار پيشرفته اش صاحب دانشي هرلحظه دچار پيشرفت گرديده است. خدايي كه او تا ديروز مي پرستيد قرار بود از او در برابر خطرات محافظت كند اما انسان اكنون قادر است كه تنها با اتكا به دانش خود آنها را حل و فصل كند يا به چگونگي رخداد آنها پي ببرد (البته فقط به چگونگي رخداد نه چرايي رخدادها) ،‌پس ديگر چه نيازي به چنين خداي بي حاصلي دارد؟ شايد گفته شود انسان از دنياي بعد از مرگ خبر ندارد. يا اينكه از كجا معلوم است كه بعد از اين مرحله دوباره به وجود بي همتاي خدا پي نبرد؟ يا اينكه بعد از اين مرحله چه مرحله اي وجود دارد؟ در اينجا بايد بگويم كه من تسليم هستم. هيچ نظري براي بعد از اين مرحله ندارم و هيچ نظري را هم نخواهم پذيرفت. زيرا هيچكدام از عناصر اين مرحله اتفاق نيافتاده است كه بتوان آنرا مورد تجزيه و تحليل قرار داد.
.اميدوارم تمامي دوستان كه مخالف نظريه بالا هستند، حداقل آزادانديش باشند و مرا بخاطر درج آنها ملامت نكنند. من تمايلي ندارم که Atheist قلمداد شوم اما ميپذيرم که Agnostic هستم حوزه ي اثبات و رد موجوديت خدا بسيار بحث برانگيز است و بنظر مي رسد كه با مشكلاتي لاينحل روبرو است كه تنها با داشتن ايمان آنرا مي توان پذيرفت. در واقع ايمان نماينده عشق در وجه الهي است.
جملات کوتاه درمورد خدا، دین و مذهب:
فردريك نيچه، فيلسوف و واژه شناس آلماني
· ايمان يعني عدم تمايل به دانستن حقيقت.
· يكي از جدي ترين قطعه هاي ادبي-فكاهي كه تابحال شنيده ام اينست: در ابتدا پوچي بود و پوچي با خدا بود و خدا پوچي بود.
· نه جهنمي وجود دارد و نه شيطاني. روح تو خواهد مُرد حتي زودتر از جسم تو: بنابراين، ديگر از هيچ چيز نترس!
نوام چامسكي، زبانشناس آمريكايي
چطور خدا را تعريف كنم؟ افرادي كه چنين مفاهيمي را مهم مي دانند حق دارند كه هر طور مايلند آنرا شكل دهند. من شخصا، چنين نيازي ندارم. به همين دليل است كه هيچ انديشه اي از من در رابطه با اين سوال بحث برانگيز وجود ندارد. در واقع من هيچ نظري در اين مورد ندارم به اين دليل كه نيازي احساس نمي كنم.
عمر خيام نيشابوري، فيلسوف و رياضي دان ايراني
از منزل كفر تا بدين يك نفس است *** و از عالم شك تا به يقين يك نفس است
اين يك نفس عزيز را خوش مي دار *** كاز حاصل عمر ما همين يك نفس است
آبراهام لينكلن، رييس جمهور ايالات متحده آمريكا
نه انجيل، كتاب من است و نه مسيحيت، پيشه ي من. هرگز قادر نخواهم بود به احكام و آموزه هاي بلند و پيچيده ي مسيحيت رضايت دهم.
آلبرت انيشتين، فيزيكدان آلماني
من به خدايي خاص اعتقاد ندارم و هرگز اين موضوع را انكار نكرده ام بلكه كاملا شفاف شرح داده ام. اگر چيزي در من هست كه ميتوان از آن با عنوان مذهب ياد كرد، در واقع تحسين بيكراني است براي ساختار اين جهان تا جاييكه دانش ما آنرا آشكار ساخته است.
ايزاك آسيموف، نويسنده روسي
آفريده شدن جهان آنچنان كه در كتاب مقدس آمده است مانند يك تئوري مي ماند كه از فكر بسيار، بعد از مستي در تمام طول شب بسر شما زده است.
ارنست همينگوي، نويسنده آمريكايي
تمام مردان انديشمند، منكر خدا هستند.
آرتور سي كلارك، نويسنده انگليسي كتاب "اديسه ي فضايي: 2001”
مذهب، محصولِ ترس است. در بيشتر تاريخ بشريت، مذهب ضرورتي ناخوشايند است، اما چرا بايد ناخوشايندتر از حد ضرورت باشد؟! آيا كشتن مردم بنام خدا تعريف بسيار خوبي براي جنون نيست؟
چارلز داروين، طبيعت شناس انگليسي
راز آغاز تمامي چيزها براي ما حل ناشدني باقي خواهد ماند و من خودم از اينكه منكر خدا هستم خشنودم.
بنيامين فرانكلين، دانشمند و از بنيانگذاران آمريكا
من تعاليم مسيحيت را مبهم و غامض ديدم. در اوايل جواني ام، در انجمن هاي مذهبي حضور نمي يافتم.
كارل ساگان، فضانورد آمريكايي
نظر من اينست كه اگر براي وجود چيزي گواهي وجود ندارد پس فراموشش كنيد. منكر خدا كسي است كه چيزي را باور نمي كند تا زماني كه گواهي براي آن وجود داشته باشد. به اين ترتيب من يك منكر خدا هستم.
برتراند راسل، رياضي دان و فيلسوف انگليسي
· ترس ريشه ي ظلم است، بنابراين جاي شگفتي نيست كه مذهب و ظلم دوش به دوش هم حركت كرده اند.
· من بشخصه مخالف تمامي اديان شناخته شده هستم و اميدوارم روزي تمامي اعتقادات مذهبي نابود شوند.
جرج برنارد شاو، نمايشنامه نويسي ايرلندي
اين حقيقت كه دينداران شادتر از منكران هستند دقيقا مانند اينست كه مستان شادمان تر از هوشيارانند.
كارل ماركس، فيلسوف و اقتصاددان آلماني
مذهب، آه موجودات مظلوم، احساسي برامده از جهاني بي عاطفه و روح حاكم بر شرايط دنيوي است؛ در واقع دوايي تسكين دهنده براي مردم است.
لئو تولستوي،‌ نويسنده روسي
در نظر گرفتن عيسي بعنوان خدا و كمك طلبيدن از درگاه او، از نظر من بزرگ ترين توهين ممكن به مقدسات است.
ناپلئون بناپارت، امپراطور فرانسه
· مذهب بهترين چيزي است كه با آن ميتوان مردم عادي را ساكت نگاه داشت.
· تمامي مذاهب و اديان توسط افراد بشر بوجود آمده است.
مارك تواين، نويسنده آمريكايي
· ايمان باور چيزي است كه ميدانيد اشتباه است.
· اگر خدا وجود دارد پس قاتلي بدذات است.
توماس اديسون، مخترع آمريكايي
دين حرفي توخالي است.
زيگموند فرويد، پزشك و روانكاو اتريشي
دين و مذهب قابل مقايسه با اختلالات رواني در دوران كودكي است.
جاناتان سوئيفت، نويسنده ايرلندي
ما دين را فقط به اندازه اي داشته ايم كه از يكديگر متنفر باشيم نه بقدري كه يكديگر را دوست بداريم.
چارلي چاپلين، كمدين انگليسي
با يك عقل سليم ساده (مي گويم) كه بهيچوجه به خدا باور ندارم.
مرلين منسان، خواننده ي آمريكايي
كي مي خواد بره بهشت!؟ اونم با اون همه فرشته Asshole؟!
(البته من اين آخري رو براي خنده ترجمه كردم. اين بابا باقالي هم بحساب نمي آيد، چه برسه به مشاهير)
منابع:
جملات كوتاهي درباره اگناستسيزم (Agnosticism) و ايسيزم (Atheism) (انگليسي)
جملات قصار از افراد سرشناس، آزاد انديشان و منكران وجود خدا (Atheists) در همين رابطه

Comments

  1. داداش کلی زحمت کشیدیا! خسته نباشی، اجرکم عندالله! وبلاگتم خوشگلتر شده

    ReplyDelete
  2. سلام از اينكه لينك منو برداشتي ناراحت نيستم شما هم قهر نكنيد من به عنوان يه استاد شما رو قبول دارم و از مطالبتان استفاده مي كنم خود را بيشتر برام معرفي نماييد باي

    ReplyDelete
  3. ببخشيد پيام بالايي مال من بود زبان انگليسي سرايان
    www.sarayanenglish.blogfa.com

    ReplyDelete
  4. سلام
    اسم من رو یادت رفته بنویسی
    جوکر: بزرگترین سوتی ایست قرن 21
    دیگه تکرار نشه
    بای

    ReplyDelete
  5. فکر میکنم پیچیده ترین برنامه های کامپیوتری هم توسط 1برنامه نویس نوشته شده. به نظر من خدا برنامه نویس قوانین این دنیاست و وجودش کاملاً روشن

    ReplyDelete
  6. چیزی درونی در عمق وجود ما هست که تشخیص میدهد چیزی فراتر و والاتر از این دنیا وجود دارد.حتی اگر به عقل خود این واقعیت رو نپذیریم،ولی در عمق وجود خویش نمیتوانیم حضور الهی را منکر شویم.اگر عده ای تلاس میکنند وجود خدا رو رد کنن، این خود دلیلی است بر وجود او.بهتر شما عزیز هم به این باورهای برخاسته از شهوت گوش ندید،خدا اثبات شده.بدون دلیل نمیگم.مطالبی خوندم.انقدر خدا رو باور دارم و دوستش دارم که حاضرم هر لحظه جونم رو براش بدم.آیا کسانی که این حرفارو زدن حاضرن.17ساله

    ReplyDelete
  7. آلبرت اینشتین میگه:قرآن کتاب جبر هندسه یا حساب نیست بلکه مجموعهای از قوانین است که بشر را به راه راست ريا،راهی که بزرگترین فلاسفه از تعریف آن عاجزند،هدایت میکند.کتاب دینی سال سوم دبیرستان
    17ساله سروش زارع

    ReplyDelete
  8. Anonymous said...بیچاره کسی که بهترین منابع اش کتاب دینی دبیرستان باشه...

    ReplyDelete

Post a Comment

Popular Posts