Tuesday, March 10, 2009

اینک از مرتضاداموس بشنو

... اگرچه باور نمیکنی
با این اندیشه که جهان کنونی نیاز به یک پیشگوی صدیق و واقعی دارد تصمیم گرفتم که به کمک جهان و جهانیان بیایم و اندکی از آنچه به من یک هو الهام گشته را برای شش، هفت میلیارد خر و چند تا آدمی که وجود دارد بازگو کنم. قبل از آنکه به پیشگویی بپردازم لازم است که یاداور شوم چگونه آن الهام روحانی و یکهویی رخ داد. من در خانه نشسته بودم و از بیکاری دائم به اینترنت سرک می کشیدم بعد عیال بزرگوار ماجرا را دریافتند و فرمودند که برو یک کار و باری برای خودت جور کن این که نشد!!! من هم هرچه اندیشه کردم دیدم کاری از من برنمی آید این شد که بسرم افتاد ایکاش یک جنگی در بگیرد تا من و امثال من هم از بیکاری درآییم و آنچه را که در بازی های استراتژیک با صرف ساعت ها وقت و برق آموخته ایم را در واقعیت به بوته آزمایش بگذاریم. اما از بخت بد، ما در کشوری زندگی می کنیم که در آن همه اهل صلح و صفا هستند و نزدیک به 300 سال است که از آخرین حمله ی ما به همسایه هایمان می گذرد.
اما با توجه به اینکه در نامیدی بسی امید است، من دست بسوی آسمان دراز کردم و از خدا خواستم که یک جنگی، انقلابی، قیامی، آشوبی چیزی راه بیندازد تا من هم خودم را نشان دهم. در عین ناباوری دعای من به استجابت حق تعالی رسید. من باید گربه ای پیدا میکردم و سپس روی یک صندلی مینشستم و درحالیکه پاهایم را در تشت آبی قرار داده بودم کله ی گربه را در آب فرو میبردم و خفه اش میکردم. خلاصه اینکه من این دستورعمل ها را انجام دادم و در حالی که از اطراف من بخار خارج میشد یکهو تمامی وقایع بعد از این به من الهام گردید. چیزی در من بود که به من می گفت باید تمامی الهاماتم را به زبان شعر و رمز گونه بگویم. اما من بخاطر تمام بروبچز نت حالش را گرفتم و گفتم:"برو بابا من که شعر بلد نیستم بگم. تازه کی حال داره شعر بخونه، فیلم زیاد میبینی! بیشین بینیم بابا!"
جنگ آرماگدون، جنگ آخرزمان
من به تمامی بیکارانِ بازی استراتژیک و غیر استراتژیک بکن و تمام بیکارانِ مکعب بدست و تمام خارج فرار کن ها و البته تمام سربازان، مژده جنگ آخر زمان را میدهم. من با چشم خودم دیدم که تمامی نیروهای خیر اعم از ایران، حزب الله، حماس، سوریه، روسیه، چین و چندتا کشور باقالیه دیگر و تمامی نیروهای شر اعم از آمریکا، اسرائیل، انگلیس و تمام حامیان کافرشان در جایی به نام مجدٌو که در نود کیلومتری اورشلیم قرار دارد جمع شدند و چشم و چال همدیگر را در آوردند. در این منطقه کوهی وجود دارد به همین نام، و چون واژه کوه به زبان عبری "هار" می شود نام هارمجدون را برای این جنگ انتخاب شده است. این جنگ آنچنان گنده و خوفناک است که شش هفته طول میکشد تا مردگانش را دفن کنند. تمامی پرندگان آنقدر از گوشت پخته شده با اجاق هسته ای تناول میکنند که دیگر توان پرواز ندارد و از آن به بعد همه اشان مثل پنگوئن ها میشوند. بخاطر استفاده از بمب های نوترونی و اتمی، کرٌه زمین به حدی داغ می شود که فریاد میزند:"مادر...ها، بی...ها، پدر...ها، خواهر...ها دست از سرم برداریــــــــــــــن!". رودخانه فرات که همیشه پرآب بوده است به این دلیل که یکی از لشگرها 200 میلیون نفر سرباز دارد یکجا خشک می شود. البته از روی دجله هم می پرند یا به عبارتی جفت می زنند. در پایان جنگ جمعیت کرٌه زمین به کمتر از 300 میلیون می رسد. اما با وجود این، نیروهای خوبی، نیروهای بدی را ضایع می کنند. دست آخر تنها 1 نفر از این جنگ، جان سالم بدر میبرد که آن هم پرزیدنت احمدی نژاد خودمان است. بعد هم با خوبی و خوشی به ایران باز میگردد و سفرهای استانی می رود و ماهواره ی "کلا نقشه پاک شد" را پرتاب میکند. البته اتفاقات دیگری هم می افتد که چون من و شما دیگر وجود نداریم لازم نیست بدانیم.
زمان و چگونگی نبرد آخرزمان
در هیچ کتاب و حتی جزوه ی خفن دانشگاهی این مطالب را نخواهید یافت. من دقیقا می گویم که این جنگ کی اتفاق می افتد. قبل از آن باید بگویم که قبل از این نبرد نهایی، دنیا وارد جنگ جهانی سوم می شود که به مدت 23 سال طول می کشد. همین الان که دارید این یادداشت را میخوانید 9 سال از آن گذشته است. شرایط هی قاراشمیش تر می شود تا جایی که در سال 2009 در اواخر ماه مارس یا دسامبر ارتش آمریکای جنایتخوار و جهانکار که بنظرش افغانستان و عراق را به اندازه ی کافی آرام کرده است و تازه حزب الله و حماس را در طی این سالها بوسیله اسرائیل ضعیفانده است به کرمانیا اعلان جنگ می کند. اما کرمانیا نمی ترسد و دهن آمریکا را صاف می کند. بعد اوضاع بیشتر قاراشمیش می شود. آمریکا که در تمام جهان همانطور که در نقشه زیر با رنگ گیرمیز نشان داده شده است نفوذ دارد نمی خواهد کرمانیا را که در قلمرو خودش است از دست بدهد.
پیکی از سوی کرمانیا به آمریکا می رود و دایره ای روی نقشه می کشد و می گوید:" این داریه مال ماست هرکار هم بخواهیم می کنیم تو هم هیچ غلطی نمی تونی بکنی! تازه مردسه ی بمب هسته ای هم میریم، فوتفالم بازی میکنیم!"
آمریکا عصبانی می شود و می گوید:"عمرا، من و رفیقام بخاطر رکود اقتصادی کلی بیکار داریم، پس اینا رو چیکار کنیم!؟"
بعد از بیست و سه سال از شروع جنگ، کرمانیا همراه با روسیه و چین و چندتا کشور باقالیه دیگر که حوزه ی نفوذشان را در نقشه ترسیم نموده ام با هم به مجدٌو می روند. نکته قابل ذکر و مسرت بخش اینست که تمامی فرماندهان و صاحبان نفوذ، خر مخشان را گاز میگیرد و هوس می کنند که خودشان هم در جنگ حضور داشته باشند. از آن طرف تمام کشور های اروپایی همراه با آمریکا نیز به مجدٌو می آیند. در اینجاست که این نبرد بزرگ آرماگدون در محلی که ظرفیت بیشتر از هفت، هشت میلیون را ندارد رخ می دهد. در همین جنگ است که تمامی نیروهای روسیه، چین، آمریکا و اروپا از بین میروند و تنها یک مرد خدا که از کرمانیا عازم جنگ شده است باقی می ماند. از نتایج دل خنک کن این جنگ از بین رفتن بالاخره ی این اسرائیل جوجه فاشیست ترسو است یعنی تمام صهیونیست ها می میمیرند و جهان از لوث وجودشان پاک میشود. البته چندتا یهودی باقی می مانند که میروند پشت یک سنگ بزرگ قایم می شوند که رویش نوشته شده است آمریکا، اما از بخت بدشان، سنگ بصدا در می آید و می گوید:"احمدی نژاد، احمدی نژاد اینا اسرائیلی بیدن. حالــــشونو وگیر!". این اتفاق در سال 2023 زمین خواهد افتاد.
منابع:
IRAN and USA War - جنگ ایران و آمریکا (انگلیسی)
The Final Conflict
Nostradamus: The War with Iran
Role of the Number “7” in occurrence of WARS
IRAN and Armageddon
Iran: Delivering Armageddon
متن کامل کتاب "آرماگدون: تدارک جنگ بزرگ"
ویکیپدیا

13 قدم تا پایان باقی ست

دست من نبود تو نیامدی و من شدم فرخنده و میمون زادروز تو و زادمرگ من