Tuesday, December 22, 2009

کرسی های آزاداندیشی

کرسي هاي آزادانديشي؟! هه. هه. هه! قاه. قاه. قاه! واي خدا مردم! بنظرم خيلي بيشتر از 1400 سال تمدن اسلامي يا 2700 سال تمدن ايراني نيازمند است. راستش را بخواهيد اصلا از سر ايراني مسلمان جهنمي و حتي از سر مسلمان ايراني بهشتي نيز زياد است. اصلا م.ا يا ا.م را چه به اين حرف ها؟! اصلا اين واژه ي آزادانديشي نه ايراني است نه اسلامي! در واقع يک جورايي سوء تفاهم شده است.
***
همه فکر مي کنند که آزاد انديشي ترجمه کلمه به کلمه اي از واژه "Free Thinking" در زبان انگليسي است. اما واقعيت اين نيست. ريشه کلمه آزاد انديشي را بايد در ترمينال يا همان پايانه اتوبوسراني ميدان آزادي جست. نمي دانم تا بحال اتوبوس هاي داغان انديشه را ديده ايد. اين اتوبوسهاي قديمي و به اصطلاح خودماني تر لگن، از آزادي راهي انديشه مي شوند و البته بالعکس! همين اتوبوس هاي انديشه-آزادي منشا اوليه واژه آزادانديشي هستند. چرا که اهالي انديشه که از وضعيت اتوبوس ها ناراضي بودند، در اقدامي غيرتمندانه به مسئولان حمل و نقل عمومي استان شکايت کردند که به وضعيت آزادي-انديشه رسيدگي کنيد. مسئولان هم که از اصلاح وضعيت عاجز بودند در اقدامي ناجوانمردانه اعلام کردند که اين مردمان خدانشناس صحبت از چيزي غربي به نام آزادانديشي مي کنند. اين بود که کار بالا گرفت و همه شان را براي اينکه عليه نظام توطئه کرده اند در ايستگاه قطار نزديک شرکت موز به رگبار بستند و کشتند. اما همه مي گويند اصلا اين اتفاق نيافتاده است و اين قسمت آخر فقط و فقط شايعه دشمنان و خوزه آرکاديو و آن پسرک حرامزاده آئورليا بابيلونيا است. من هم به همين معتقدم اصلا کسي بخاطر وضعيت آزادي-انديشه در ايران کشته نشده است. اصلا اينجا کسي نمي ميرد.
***
خلاصه اينکه همينطور که ديديد ما اصلا از آزادانديشي چيزي نمي دانيم و اين فريب مسئولان حمل و نقل عمومي استان تهران است. ما از آزاد تنها ميدان آزادي و 22 بهمن يادمان مي آيد و از انديشه هم شايعه ي دشمناني بدخواهي که ما را بحال خود نمي گذارند.

13 قدم تا پایان باقی ست

دست من نبود تو نیامدی و من شدم فرخنده و میمون زادروز تو و زادمرگ من