Wednesday, March 31, 2010

جوانان انقلابی دیروز، پدران درمانده امروز

جامعه ي امروز ايران داراي مشکلات بسياري است که تعدادی ريشه در نوع نگرش و جهان بيني نسلي دارد که اکنون گردانده امور اجتماعي و پدران امروز ايران هستند. در اين مقاله کاملا خام دستانه به شباهت هاي خصوصيات نسل هاي دهه هاي 30 و 40 با رفتار اجتماعي حاکميت ايران اشاره مي کنيم. در ابتدا خصوصيت هاي بارز اين نسل هاي انقلابي را بطور کلي بيان مي کنيم و دست آخر به مشکلات اجتماعي امروز ايران که ريشه در رفتار هاي ناهنجار نسل هاي دهه هاي 30 و 40 دارد مي پردازيم.
خصوصيات نسل هاي 30 و 40
نسل هاي 30 و 40 داراي ويژگي هاي خوب و بد بسياري هستند. بارزترين ويژگي اين افراد استقلال طلبي و عملگرا بودن آنهاست؛ اگر در دهه هاي 50، 60، 70 بدنيا آمده باشيد تصديق خواهيد کرد که پدران مستقل و عملگرايي داريد. اين افراد بيشتر از اينکه حرف بزنند اهل عمل هستند و شايد همين باعث سقوط شاهنشاهي ايران گرديد. از ديگر خصوصيات ايشان اينست که خود را ملزم به توضيح در مواردي نمي دانند که قرار است براي يک جمع تصميم بگيرند؛ خصوصا اگر آن جمع خانواده ايشان باشند. و البته زماني هم که تصميم به توضيح در بعضي از موارد مي گيرند، قادر به توضيح نيستند و طوري مطلب را بيان مي کنند که استبداد دروني اشان باعث مي شود تمامي جمع خانواده در برابرشان موضع بگيرند. از ديگر ويژگي هاي اين نسل ها سطح سواد علمي و فرهنگي پايين و سطحي نگري هاي اقتصادي است که امروز گريبانگير بيشتر خانواده هاي ايراني شده است. از ناموس پرستي ميتوان به عنوان ديگر خصوصيت مهم اين نسل ها ياد کرد. اين افراد بيشتر از اينکه وطن پرست باشند ناموس پرستند و همين مساله باعث بوجود آمدن واژه ي مسلمان ايراني شده است. اين نسل ها از نسل هاي پيشين خود آموخته اند که به هيچ کس و هيچ چيز اعتماد نکنند در سطح خانواده به همسر و فرزند و در سطح کشور به ديگر کشور ها که شايد ريشه در عوام فريبي هاي استعمار انگلستان داشته باشد. همين حس عدم اعتماد به ديگران باعث مشکلاتي در رابطه هاي زناشويي اين افراد شده است؛ طوري که در اين نسل ها نمي توان رابطه ي زناشويي و همسري عاشقانه و يا حتي گرمي را يافت. روابط زناشويي اين نسل ها بيشتر مبتني بر وظيفه است تا محبت. با وجود اين ميتوان از خانواده دوستي اين افراد بعنوان بهترين خصيصه ي آنها ياد کرد. اما مهمترين و مشکل زا ترين خصيصه اشان پايبندي بي چون و چراي ايشان به اعتقادات اکثرا مذهبي اشان است که وقتي با حس عدم اعتماد به ديگران آميخته ميشود فاجعه آفرين مي گردد. اين افراد با توجه به اعتقاداتشان خيلي مايلند نسل هاي بعدي در ايران با همين اعتقادات به راهشان ادامه دهند که اين موضوع در خانواده ها منجر به سستي همبستگي خانوادگي و تنفر از پدر در خانواده و در سطح اجتماع منجر به بروز مخالفان سرسخت و تغييرناپذير براي حکومت گرديده است.
مشکلات مشترک خانواده هاي نسل هاي 30 و 40 و اجتماع کنوني ايران
مشکلات خانواده هاي ايراني و حکومتي جمهوري اسلامي ريشه در ويژگي هاي خاص نسل هاي 30 و 40 دارد. استبداد و خودراي بودن اين نسل ها علاوه بر ديگر خصوصيات ايشان همچون ناموس پرستي بي انديشه، سطح فرهنگي و علمي پايين، سطحي نگري هاي اقتصادي، عدم اعتماد به ديگران و پايبندي بي چون و چرا به اصول مذهبي باعث گرديده تا خانواده هاي ايراني سست و از هم گسيخته باشند و با مشکلاتي روبرو باشند از قبيل دختران فراري، عدم مسئوليت پذيري فرزندان پسر در خانواده، اقتصاد بيمار خانواده، روابط زناشويي نه چندان گرم و مهم تر از همه نفرت از اصولي که پدران به آن اعتقاد دارند. تمامي مشکلاتي که ذکر آن رفت موجب شده است که شخصيت آرماني پدر در ايران امروز توسط فرزنداني که باوري به پدرانشان ندارند ناديده گرفته شود. و پدر در خانواده هاي ايران امروز با کهولت سن مواجه است. معمولا بعد از مرگ پدر خانواده ها رابطه هاي نه چندان گرم ديروزشان را نيز از دست مي دهند و يا اگر کنار هم بمانند تمام آنچه که پدر بعنوان ميراث اخلاقي تلاش مي کرد به فرزندان خود هديه کند را عمدا به فراموشي مي سپارند.
سخن آخر
اگر تاملي در رابطه با آنچه در بالا ذکر آن رفت داشته باشيد بسياري از مشکلات امروز ايران قابل فهم تر ميشوند و حتي شايد بتوان بسياري از مشکلات مهم آينده را نيز پيشي بيني نمود. ذکر اين نکته خالي از لطف نيست که بدترين اتفاقات در ايران را ميتوان بروز انقلاب يا حمله بيگانگان تصور کرد. چرا که با بوجود آمدن هرکدام از اين دوشرط جامعه حال حاضر ايران دچار از هم گسيختگي مي گردد. شايد بهترين وضعيت، گذشت زمان و تغيير نسل حاکمان با نسل هاي بعدي آنها باشد.

Wednesday, March 3, 2010

13 قدم تا پایان باقی ست

دست من نبود تو نیامدی و من شدم فرخنده و میمون زادروز تو و زادمرگ من