
مقاله بالا توسط مديرگروه زبان و يکي از استادان دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهرقدس، خانم اشرف کيايي، در روزنامه اي با عنوان خورشيد به چاپ رسيده است. موضوع مقاله بر خلاف عنوان آن دلايل ضعف زبان آموزي در سطح دانشگاه هاي کشور نيست، بلکه رفع اتهام از کيفيت بي نهايت ضعيف آموزشي در دانشگاه هاي آزاد است. البته زبان آموزي در ايران چه در موسسات و چه در دانشگاه ضعيف است که البته در اين مورد ضعيف واژه اي خوشبينانه است، چرا که وضعيتي که دانشگاه هاي آزاد در کشور دارند نه فقط در مورد آموزش زبان بلکه در تمامي رشته ها فاجعه آميز است. ايشان در مقاله سعي کرده اند که يکي به در بزنند و البته يکي به تخته! خانم اشرف کيايي در اين مقاله به سطح پايين دانش زباني دانشجويان و بي انگيزه بودن آنها اشاره داشته اند که بدون در نظر گرفتن دلايل اين موارد قابل پذيرش است. در پايين چند قسمت از اين مقاله را مورد بحث قرار ميدهم:
ايشان در مقاله خود نوشته اند: "وضعيت زبان انگليسي در کشور و در سطح دانشگاه در بين دانشجويان به طور قابل توجهي پايين تر از يک سطح رضايت بخش قرار گرفته است." بسيار خب، از اينجا به بعد بايد ببينيم به نظر ايشان چرا سطح دانشجو از سطح رضايت بخش دانشگاه پايين تر است!؟ البته ذکر اين نکته قابل ذکر است که سطح دانشگاه ها؟ کدام دانشگاه ها؟ دانشگاه هاي آزاد يا سراسري؟ دانشگاه هاي آزاد يا دانشگاه شهرقدس؟
در قسمت هاي بعدي مقاله مرتبا درج شده است که تحقيقاتي انجام شده است. خدا را شکر بالاخره يکي، دلخوشکنک هم که شده، گفت تحقيقاتي انجام شده است. حالا نتيجه تحقيقات چه از آب درامده است؟ "بخش عمده ضعف ها در اين زمينه مربوط به کيفيت آموزش هاي کلاسي نيست (يعني من و همکارام بي عرضه، بيسواد و دودره باز نيستيم) بلکه عدم انگيزه کافي دانشجويان در يادگيري زبان انگليسي از طريق آموزش هاي رسمي در کلاس مي تواند بزرگترين عامل اين ضعف باشد." خب، راستش را بخواهيد من خيلي دوست داشتم آموزش هايي، حتي اگر شده کم، اما غير رسمي با تني چند از استادان داشته باشم، اما خب نشد!!! در مورد عدم انگيزه بهتر است خود دانشجويان قلعه حسن خان نظر بدهند.
در جايي ديگر فرمودند:"فراگيران زبان حتي براي رفع نياز، از بيان يک جمله ي پرسشي ساده به زبان خارجي عاجزند." کساني که وارد دانشگاه شدند از اين مورد معذورند اما کساني که از دانشگاه خارج شدند ... چرا؟ ايشان به همين سوال مي خواهند پاسخ دهند.
در جايي ديگر دُرافشاني فرمودند:"پذيرفته شدگان رشته هاي مختلف با چنين سطحي از دانش زباني در دانشگاه ها در حدي نيستند که بتوانند به راحتي دروس اختصاصي خود را به زبان انگليسي بياموزند و از کتب مرجع و تخصصي خود به زبان انگليسي استفاده کنند." اگرچه من به ضعف دانشجويان و بي انگيزه بودن آنها راي ميدهم، اما معتقدم تنها دانشجويان مقصر نيستند زيرا دانشجويان همگي در ابتدا با انگيزه وارد مي شوند اما ضعف کلاس هاي دانشگاه آزاد بهمراه ضعف استادان در دو سال ابتدايي باعث ضعف و بي انگيزگي دانشجويان در دو سال پاياني ميشود. به همين خاطر مقصر اصلي دانشگاه و استادان آن هستند. بعنوان مثال در سال اول و دوم دانشگاه دانشجويان همگي درس هاي خواندن را با ضعف و با کتاب هاي نيمه خوانده شده مي گذرانند و البته هيچ کس واحدي نمي افتد چه قوي باشد و چه ضعيف؛ سپس در دو سال بعدي، که استادان اکثرا خوب و با دانش هستند، دانشجو بايد منابع درسي را مثلا در زبان شناسي يا ترجمه به انگليسي بخواند. در يکي از امتحانات پاياني براي واحد "اصول و روش ترجمه"، استاد بهرام مدرسي در همين دانشگاه کتاب "Textbook of Translation" را به ما معرفي کرد. در پايان ترم تنها من و يکي از دوستانم، خود کتاب را خوانديم. ما بقي همگي از ترجمه ي کتاب کپي تهيه فرمودند!!!
در پايان مقاله ايشان لطف فرمودند و با دانشجويان کمي شوخي کرده اند. بنظر ميرسد سمت جديد معاون دانشکده علوم انساني براي مدير گروهي که نتوانسته است لابراتوار زبان را براي دانشجويانش راه بياندازد بسيار شيرين و جذاب بوده است و باعث شده است که حس مزاح در ايشان تقويت گردد: "... آيا اشکال در بهره هوشي فراگيران ايراني است که با گذراندن بيش از 10 سال از دوره راهنمايي و دبيرستان و دانشگاه نمي توانند در حد قابل قبولي زبان انگليسي بياموزند ... بخش عمده ضعف ها در اين زمينه مربوط به اشکال در بهره هوشي و توانايي هاي فراگيران و کيفيت آموزش هاي کلاسي نيست"
ايشان در مقاله خود نوشته اند: "وضعيت زبان انگليسي در کشور و در سطح دانشگاه در بين دانشجويان به طور قابل توجهي پايين تر از يک سطح رضايت بخش قرار گرفته است." بسيار خب، از اينجا به بعد بايد ببينيم به نظر ايشان چرا سطح دانشجو از سطح رضايت بخش دانشگاه پايين تر است!؟ البته ذکر اين نکته قابل ذکر است که سطح دانشگاه ها؟ کدام دانشگاه ها؟ دانشگاه هاي آزاد يا سراسري؟ دانشگاه هاي آزاد يا دانشگاه شهرقدس؟
در قسمت هاي بعدي مقاله مرتبا درج شده است که تحقيقاتي انجام شده است. خدا را شکر بالاخره يکي، دلخوشکنک هم که شده، گفت تحقيقاتي انجام شده است. حالا نتيجه تحقيقات چه از آب درامده است؟ "بخش عمده ضعف ها در اين زمينه مربوط به کيفيت آموزش هاي کلاسي نيست (يعني من و همکارام بي عرضه، بيسواد و دودره باز نيستيم) بلکه عدم انگيزه کافي دانشجويان در يادگيري زبان انگليسي از طريق آموزش هاي رسمي در کلاس مي تواند بزرگترين عامل اين ضعف باشد." خب، راستش را بخواهيد من خيلي دوست داشتم آموزش هايي، حتي اگر شده کم، اما غير رسمي با تني چند از استادان داشته باشم، اما خب نشد!!! در مورد عدم انگيزه بهتر است خود دانشجويان قلعه حسن خان نظر بدهند.
در جايي ديگر فرمودند:"فراگيران زبان حتي براي رفع نياز، از بيان يک جمله ي پرسشي ساده به زبان خارجي عاجزند." کساني که وارد دانشگاه شدند از اين مورد معذورند اما کساني که از دانشگاه خارج شدند ... چرا؟ ايشان به همين سوال مي خواهند پاسخ دهند.
در جايي ديگر دُرافشاني فرمودند:"پذيرفته شدگان رشته هاي مختلف با چنين سطحي از دانش زباني در دانشگاه ها در حدي نيستند که بتوانند به راحتي دروس اختصاصي خود را به زبان انگليسي بياموزند و از کتب مرجع و تخصصي خود به زبان انگليسي استفاده کنند." اگرچه من به ضعف دانشجويان و بي انگيزه بودن آنها راي ميدهم، اما معتقدم تنها دانشجويان مقصر نيستند زيرا دانشجويان همگي در ابتدا با انگيزه وارد مي شوند اما ضعف کلاس هاي دانشگاه آزاد بهمراه ضعف استادان در دو سال ابتدايي باعث ضعف و بي انگيزگي دانشجويان در دو سال پاياني ميشود. به همين خاطر مقصر اصلي دانشگاه و استادان آن هستند. بعنوان مثال در سال اول و دوم دانشگاه دانشجويان همگي درس هاي خواندن را با ضعف و با کتاب هاي نيمه خوانده شده مي گذرانند و البته هيچ کس واحدي نمي افتد چه قوي باشد و چه ضعيف؛ سپس در دو سال بعدي، که استادان اکثرا خوب و با دانش هستند، دانشجو بايد منابع درسي را مثلا در زبان شناسي يا ترجمه به انگليسي بخواند. در يکي از امتحانات پاياني براي واحد "اصول و روش ترجمه"، استاد بهرام مدرسي در همين دانشگاه کتاب "Textbook of Translation" را به ما معرفي کرد. در پايان ترم تنها من و يکي از دوستانم، خود کتاب را خوانديم. ما بقي همگي از ترجمه ي کتاب کپي تهيه فرمودند!!!
در پايان مقاله ايشان لطف فرمودند و با دانشجويان کمي شوخي کرده اند. بنظر ميرسد سمت جديد معاون دانشکده علوم انساني براي مدير گروهي که نتوانسته است لابراتوار زبان را براي دانشجويانش راه بياندازد بسيار شيرين و جذاب بوده است و باعث شده است که حس مزاح در ايشان تقويت گردد: "... آيا اشکال در بهره هوشي فراگيران ايراني است که با گذراندن بيش از 10 سال از دوره راهنمايي و دبيرستان و دانشگاه نمي توانند در حد قابل قبولي زبان انگليسي بياموزند ... بخش عمده ضعف ها در اين زمينه مربوط به اشکال در بهره هوشي و توانايي هاي فراگيران و کيفيت آموزش هاي کلاسي نيست"
سخني با خوانندگان: درصورتيکه در دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهرقدس در رشته مترجمي زبان انگليسي دانشجو هستيد، نظر خود را راجع به اين مقاله يادداشت بفرماييد.
پیوند: جوابیه یا پاسخیه ی این مقاله در وبلاگ مترجم (نقد این مقاله)
Good post pal!
ReplyDeleteI may write an answer to it.
This comment has been removed by the author.
ReplyDelete