Monday, December 1, 2025

Lost again

 Oh my lord!

I'm still not satisfied with life and somehow I'm ready for my last departure if i don't confess I crave for it.

Over the next 4 months, I'll repair the car and get ready to work as a taxi driver as a last resort if there were not a new project or I could not establish a business. 

I am KHAK and I try my best to quench desires. I devote my life to the goals.

Friday, October 24, 2025

خاک

 زندگی آسان تر از آسان است که تصور می شود. هر چه بیشتر هستیم، بار بیشتری را حمل می کنیم. زیست مطلوب در به اندازه بودن است. تا زمانی که این بودن را و میزان این بودن را باور نکنیم و تا زمانی که نفهمیم همه هستند و ما هستیم و همه او هستیم، به درک درستی از بودن خود نرسیده ایم. 

بوده ایم و هستیم و خواهیم بود. میزان بودنمان مهم است. فرصتی به ما داده شد تا به عنوان انسان، میزان بودنمان را وسعت ببخشیم. در بودنمان به جبر هستیم اما در چگونه ماندمان همه مختاریم. 

وجود تهی را میتوان با با او یا غیر او پر کرد. تصمیم با ماست و صبر گره گشاست. به هر موجودی کاغذ قراردادی سفید داده شده است تا هر چه میخواهد و میتواند بنویسد و بخواهد و طرف قرارداد از پیش امضای تعهدش را زیر این قرارداد قرار داده است. 

Nothingness

 1. indifference (if i had this ..., i would do ...)

2. indecision (what if i fall on the wrong side?)(it doesn't matter just get off)(you'll find out if it is wrong)

3. doubt (plague. the worst is self-doubt!=self-believer)

4. worry (causes health probs, give it up! it is not easy but it is worth)

5. over-caution (timid approach to life, language of the poor: what if this happens? risk - give it a go)

6. pessimism (ugly life, looks for mistakes not rights)(life is the way we think things are not what they are) what you think, you become

7. complaining (murmuring in bible)


1) I am indifferent to life. If I move, it's God's consent behind it.

2) I work for God, so wherever I go, whatever I do, it is God's will.

3) if god has assigned me sth to do, he has seen it in me 

4) The only worry is God's consent. 

5) it is not my job. It's his. so he should be worried.

6) try to be balanced since god has chosen me to do the job 

7) I am happy God has chosen me for this, why should I complain!? 


Sunday, August 3, 2025

پایان جمهوری اسلامی ایران و آغاز جمهوری ایران

 

تمدن نوین ایرانی

نه موافقان نظام و نه مخالفان درک درستی از حکومت و نحوه تفکر آن ندارند. حکومت یک قدم جلوتر است از این جهت که جهان بینی عمیق تری نسبت به ماهیت هستی دارد: اینکه اگر موجودیت داری، باید مستقل و با اراده خودت زندگی کنی - این در مواردی به تحمیل اراده خودت به دیگران هم تعبیر میشود.

این جهان‌بینی باعث می‌شود نظام - که باور دارد قدرت در ذات «مقدس» است - بخواهد هر طور که شده در «مسند قدرت» باقی بماند. اما همین قدرت به این اندازه هوشمند است که می‌داند اگر خودش را با تغییرات بیرونی مدنی انطباق ندهد از بین میرود و عملا از دست دادن قدرت - چه خواسته و چه ناخواسته - پایان هستی اوست چرا که دیگر توان تحمیل اراده نخواهد داشت و اراده‌های دیگر بر او تحمیل می‌شود. بنابراین، برای «بودن» خود را کاملا پویا به روزرسانی می‌کند.

این به روزرسانی یا انطباق با شرایط محیطی برای «ماندن» را مخالفان نظام ضعف قلمداد میکنند و موافقان عقب نشینی. در صورتی‌که نظام که در معنای واقعی نظام‌مند است و شبیه به دیکتاتوری های کره‌شمالی، لیبی، عراق و عربستان نیست به این معنی که ساز و کارهای بوروکراتیک برای همه چیز از پیش تعیین شده و نظام به «فرد» وابسته نیست. گر چه باید اشاره کرد که «فرد» هم بقدری هوشمند بوده یا شاید محیط به او تحمیل کرده است و می داند در چه اموری نباید و در چه اموری باید دخالت کند.

اگر ملاک را سکانداران حکومت و اشخاص بدانیم، این نظام تغییری نکرده است و همان نظام 46 سال گذشته است اما اگر از افراد عبور کنیم و ملاک را ایده ها و عقاید نظام قرار بدهیم مخالفان نظام موفق شدند 1401 نظام را تغییر دهند و بقولی پروژه براندازی با موفقیت در سطح عقاید نظام به ثمر نشست گرچه دو دسته همچنان این موضوع را باور نمی‌کنند: دسته اول افراد متعصب مذهبی هستند که هضم پذیرش از بین رفتن نظام قبلی برایشان سخت است و دسته دوم مخالفانی هستند که که اکثرا با افراد نظام مستقر مشکل دارند فارغ از این که نظام در سطح عقاید چه تغییراتی داشته یا نداشته است. برای درک بهتر این تغییر آمریکا مثال بسیار خوبی است. آمریکا بر اساس عقایده هزاره مسیحی و توسط متعصب‌ترین و در عین حال مخلص‌ترین مسیحیان جهان پایه‌گذاری شد اما به مرور و با کسب قدرت و تلاش برای حفظ آن، مسیحیان خداپرست دیروز، به خدای علم تجربی سجده کردند.

باتوجه به اینکه اگر نظام در امور مدنی مردم تحمیلی نکند، راه رسیدن مردم تا به هسته قدرت نظام بسیار طولانی است و گاهی غیرممکن. عملا نظام فعلی - که تنها پوسته نظام قبلی را دارد - با چالش بزرگی در فضای داخلی کشور مواجه نیست حتی اگر فقر و ناکارامدی عیان باشد.

در نتیجه این که در تقابل نیروهای بیگانه، نیروهای مردمی، عناصر قدرت و هسته اصلی حاکم، این هسته اصلی حاکم بود که با انعطاف پذیری بی‌نظیر، نیروهای بیگانه را متوقف کرد، عناصر قدرت را در بی عملی نگاه داشت و تحمیل به نیروهای مردمی را از بین برد و توانست نیروهای دفاعی خودش را یا راضی کند یا با وعده آینده‌ی مبهم از چرخه کنش‌گری خارج کند.

در انتها، با آنچه گفتم پیش‌بینی من این است که نظام فعلی بر خلاف تصور اکثریت خواهد ماند. تنها مشکل پیش‌رو اینجاست که تا به امروز، مواجه ما با غرب بخاطر جهان‌بینی ما بود. اما امروز مواجه ما با غرب فاقد ریشه جهان‌بینی است و آبشخور آن چین و تا حدی روسیه هستند که ما را به مواجهه با غرب سوق می‌دهند. اگر این مشکل از حد سوق دادن فراتر نرود و ما تبدیل به اهرم چین و روسیه نشویم، در آینده و بعد از شکل‌گیری جهان چند قطبی ما مبدل به آمریکای جهان اسلام خواهیم شد. چیزی که باید به آن بیاندیشیم این است که آیا این تمدن‌های کهن، که امروز به خدای علم تجربی ایمان آورده‌اند به آن انعطاف‌ناپذیری و دگماتیک که در گذشته بودند هستند یا خیر؟!

 

والعاقبته للمتقین

تابستان 1404

Friday, June 6, 2025

عشق و جهاد

 

بدم یا خوب؟

هیچکدام، ظرفی هستم که میتوانم خوبی در آن بریزم یا بدی.

چرا باید خوبی در خودم بریزم؟

چون چاره ای ندارم، "نیستی" وجود ندارد. پس ممکن نیست.

بودن دارای درجات بوده و همیشه هست. پس انتخاب ت را بکن.

رشد چیست؟

رشد یعنی تعالی روح از طریق اراده محکم و اراده یعنی خواستن

رشد از چه طریقی ممکن است؟

رشد از طریق رنج بردن حاصل می شود

رنج چیست؟

رنج چیزی است که نفس انسان آن را پس میزند یا بخاطر آزار جسم ش یا بخاطر آزار روان ش. اما در نهایت رنج را میتوان موارد زیر دانست:

1)    نبودن در وضعیت مطلوب

2)    تحمل گذر زمان برای رسیدن به وضعیت مطلوب

3)    تلاش برای رسیدن به وضعیت مطلوب

آیا پایانی بر رنج هست؟

خیر، اول اینکه وضعیت مطلوب وجود ندارد و همیشه در آینده است. دوم اینکه رنج بایسته رشد است و هرگز پایانی ندارد و هرگز نمی‌توان از آن گریخت. حتی اگر حبیب خدا باشی، دلیل نمی‌شود فرزندت از تو گرفته نشود.

آیا میتوان رنج را انکار کرد یا وضعیت فعلی را مطلوب دانست؟

انکار رنج احمقانه است. اما تغییر نگاه به رنج ممکن و عاقلانه است. بسته به اینکه چه رویکری به زندگی اتخاذ میکنیم میتوانیم رنج را شیرین یا تلخ در نظر بگیریم.

منظور از رنج شیرین چیست؟

رنج شیرین نتیجه عقل است. چون بوده ای و هستی و خواهی بود و نیستی بی معناست بنگر که چگونه میخواهی باشی. بودن میتواند فعال یا غیرفعال و خوب یا بد باشد. رنج شیرین نتیجه خوبی فعال است.

خوب یا بد بودن چه تاثیری دارد یا چه فرقی می‌کند؟

هر کس بر اساس شاکله ش تصمیم می‌گیرد. خوب یا بد بودن یک تصمیم یا خواستن است. اگر از خوبی لذت میبری، خوب باش، اگر از بدی لذت می‌بری بد باش. اراده خدا بر این است که انتخاب خوبی یا بدی در جهان مادی تاثیری ندارد.

فعال یا غیرفعال بودن چه تاثیری دارد؟

همه آنچه در واقعیت حیات انسانی می‌گذرد نه وابسته به خوب بودن و نه وابسته به بد بودن اوست، بلکه وابسته به فعال یا غیرفعال بودن اوست. انسان فعال به ساختن می‌اندیشد و انسان غیرفعال به خراب نشدن. انسان فعال به خوبی می‌اندیشد انسان غیرفعال به بدی نکردن. انسان فعال به شجاعت می اندیشد و انسان غیرفعال به نترسیدن.

اندیشه فعال

اندیشه غیرفعال

شجاع باشم

نترسم

دردسرها را حل کنم

دردسر درست نکنم

خوبی کنم

بدی نکنم

عبادت کنم

عبادت را فراموش نکنم

کارها را انجام بدهم تا خواب خوبی داشته باشم

خواب خوبی داشته باشم تا کارها را انجام بدهم

برای خدا کار کنم

کار را برای خدا بکنم

به خدا خوشبینم

به خدا بدبین نیستم

صبر میکنم

تحمل میکنم

خوبی را میخواهم

بدی را نمیخواهم

همه اتفاقات خوب است

اتفاقات خوب یا بد است

پرهیز میکنم

اشتباه نمی کنم

 خوبی فعال در نهایت نتیجه ایمان به موارد زیر است:

1)    سبحان الله

2)    ان الله مع الصابرین

3)    ان الله مع الذین اتقو

4)    و هو معکم این ما کنتم

5)    الحمدالله

چرا ارتباط نقطه به نقطه و پرتکرار با خدا مهم است؟

1)    آموزش و پرورش حس

2)    پرورش صبر

3)    از بین رفتن تنهایی

4)    پرورش اصول

در نهایت چرا هستم؟

اشتباه تکراری این است که در جستجوی آرامش، ثروت و جلوگیری از بی نظمی باشی. پس حالا که هستم انتخابم این است که فعالانه خوب باشم تا رنج بی‌انکار و بی‌پایان هستی را تبدیل به رنج شیرین کنم. انتخابم این است که به جای جستجوی سکون و آرامش که نتیجه اش رنج تلخ است، در جستجوی حرکت و جهاد باشم.

پس میخواهی جهاد کنی. که چه بشود؟

جهان مادی و جهان غیرمادی بصورت موازی ادامه دارند - اینطور نیست که لازم باشد برای دیدن چیزی صبر کنی - با این تفاوت که جهان غیرمادی اصل و جهانهای مادی فرع اند. روزی که بتوانی مجاهد فی سبیل الله بشوی، همان روز تمام آنچه بشارت داده شده را در جهان غیرمادی دریافت کرده ای، به عبارت دیگر، وارد بهشت شده ای و آنچنان که گفته شده، درک خواهی کرد که بهشت درجاتی دارد. تنها نکته اینجاست که به اندازه مجاهدت، دریافت خواهی کرد.

آیا حاضری مجاهدت کنی؟

سخت ترین مجاهدت برای خدا توسط کسی انجام می شود که بهترین ارتباط را با خدا دارد. آیا ممکن است کسی برای ماهیتی که به آن اعتقاد ندارد، تلاش کند؟ بنابراین، برای جهاد بیشتر و فعالتر باید ارتباط با خدا را هر چه بیشتر و بیشتر مستحکم نمود. 

ارتباط با خدا چطور ممکن است؟

عشق


Friday, May 2, 2025

به وقت دعا

خدایا

با تو عهد میبندم

هرگز از تو ناامید نشوم


خدایا

ظرف وجود من تهی و کوچک است

این عرصه پر از خالی را

با وجد حضور بی انتهای خودت پر کن


 خدایا

از اینکه دلم را خلوت کرده ای

تا با تو

خلوت کنم

شکرگزارم


خدایا

در من چیزی می خزد

که عقل و احساسم را می رباید

مرا در حفظ عقل و احساسم پناه و یاور باش


خدایا 

در نقطه پایان

جز نفسی زکیه و مطمئن

چیزی بکار نخواهد آمد

Monday, January 20, 2025

پایان



روز دوم

روز سوم

روز چهارم


روز پنجم
ابرهیمم من
در منجنیق
باقلبی از سرما استاده
و چشمی به ناکجا خیره مانده
و مغزی 
آتش را تمنا کننده

روز ششم

روز هشتم
ای شریف ترین نام ها            

روز نهم

روز یازدهم
          یکبار دیگر
          رساتر
          و محکم‌تر
          فریاد می‌کنم
          انتخاب من تویی

روز دوازدهم
         تجدید عهد میکنم با تو
          که دلم چنان مشغول تو شود
          که از غیر تو فارغ شود

روز سیزدهم

روز چهاردهم

روز شانزدهم

روز هفدهم
          مثل همیشه
          در دنیای پوچ 
                              هیچ
          در دنیای هیچ
          پر غلغله
                   پر جنبش
                       مملو از اندیشه

روز هجدهم
          احساس در ورود به ناخوداگاه است
          و ناخوداگاه
                    شکل دهنده واقعیت
روز بیستم
         همدم
         تجارت
         سلامتی، هوش و حکمت
         فرزند
         هدیه

روز بیست و سوم

         غم بی پناهی
                  خاطره گناه 
                          اندوه خواستن
          از خواستن بیزارم
                         چنان که از نظام احسن
          کوتاه بیا
                     کمی
          خوابم می آید

روز بیست و پنجم
         
مهربان من
                    میعاد ما
           غروبی که
                   دل نشین غم انگیز است

روز بیست و ششم



روز بیست و هفتم


روز بیست و هشتم



روز بیست و نهم

روز سی و دوم

         
راستش را بخواهی
           دیر شد
                  و محال شدم
روز سی و سوم
         تسلیمم
         این روزگار تلخ
                     بالاخره شیرین می شود
         با تو؟!
روز سی و چهارم

روز سی و هفتم

روز سی و هشتم



روز سی و نهم 

        

           
 این هدیه را
             قاطعانه
             بی هیچ تردیدی
             پس می دهم



روز چهلم





Lost again

 Oh my lord! I'm still not satisfied with life and somehow I'm ready for my last departure if i don't confess I crave for it. Ov...