Sunday, June 16, 2013

برهان علیت


چند روز پیش با حامد در رابطه با برهان علیت بحث کردیم. که چندان به جایی نرسید. برای همین این موضوع را در اینجا به صورت دقیق تری بررسی می کنم.

تصور نادرست خداناشناسان از برهان علیت
وقتی صحبت از برهان علیت می شود، معمولا اینطور بنظر میرسد که مثلا میز را انسان خلق کرده و انسان را خدا خلق کرده است، پس به همین شکل میتوان خدایانی را پشت سر هم قرار داد و یک نوع تسلسل رسید که خود ناقض درست بودن این برهان میشود.
نکته ای که باید مورد نظر قرار بگیرد، تعریفی است که از خدا، جهان دیگر و این جهان و هرآنچه در آن هست می دهیم.
تعاریف (ساده)
خدا: بُعد ندارد، ابتدا ندارد، انتها ندارد، و هر آنچه در این جهان و آن جهان است از او خارج نیست.
جهان دیگر: جهان فراخردی که خرد را یارای درک آن نیست. (البته احتمالا بعضی قائل به وجود نشانه هایی برای تشخیص وجود چنین جهانی هستند. اما باید در نظر بگیریم که در چنین شرایطی ما مانند فردی هستیم که از نمای یک ساختمان تصویری در ذهن ندارد ولی در داخل آن قرار دارد. این فرد می تواند بر اساس آنچه که از درون می بیند، تصویری مبهم از بیرون آن را در ذهن بپرورد)
این جهان: جهانی که در حوزه تجربه عقلی و حسی قرار دارد و مادی می باشد.

در صورتیکه تعاریف بالا را در نظر بگیریم، به رابطه علت و معلولی خاصی می رسیم که در شکل زیر نشان داده ام. به این صورت که ما در علت خود قرار داریم و علت ما بی بُعد و بی انتهاست.
در این حالت یک کُل وجود دارد و در واقع چیزی غیر از او وجود ندارد.

خرده بر این نظریه
چرا باید به دنیای فراخردی یا فراعقلی قائل باشیم؟ چه نشانه های وجود دارد؟
آیا دنیای خرد برای انسان کافی نیست؟
در انتها شاید سوال بشود که اصولا چه نیازی به چنین خداییست؟ که اگر جواب سوال اول را بدهیم، می توانیم جواب مناسبی برای این سوال نیز پیدا کنیم.

برهان علیت و تعریفی دیگر از خدا بدون استفاده از دنیای فراخردی (تنها در حوزه خرد)
البته لازم به ذکر است که ما می توانیم تنها قائل به دنیای خرد باشیم و همین تعریف از خدا را بدهیم. در آن صورت می توانیم موضوعات فراعقلی را موضوعاتی بحساب بیاوریم که در حوزه علم عقلی امروزی نیستند (ناشناخته بحساب می آیند) و در آینده میتوان آنها را با علم اثبات نمود.


Monday, June 10, 2013

رای دادن یا رای ندادن

موافقان حکومت

باید شرکت کنیم چون
1. شرعا واجب است
2. رهبر نظام واجب شمرده.
3. مشروعیت نظام رو بالا میبره، آمریکا، فشار کمتری به ایران میاره.
4. از حمله ی نظامی آمریکا جلوگیری میکنه.
5. عرصه ی اجرایی کشور به مخالفان نظام واگذار نمیشه.
6. دوره 11 انتخابات هست. بنابراین گروه های مخفی خارج کشور برنامه های خاصی برای انتخاب دارند. این موضوع اثبات شده است چونکه در انتخابات 88 هم همین گروه ها فتنه ای بزرگ در کشور راه انداختند.
7. امسال 2013 هست و گروه های مخفی برنامه های خاصی برای امسال دارند. اگر موفق بشویم برنامه های آنها را خنثی کنیم، به حکومت مدت 9 ساله ای برای چاره اندیشی برای مشکلات داده ایم تا سال 2022 که دوباره همین گروه ها برنامه های جدیدی را اجرا میکنند.

باید شرکت کنیم چون
1. از حکومت در برابر تهدید ها و خودسری های کشور های غربی دفاع می کنیم.
2. حکومت ایران نیاز به فضای امن تری داره تا آزادی های بیشتری رو به مردم اهدا کنه.
3. ما در آستانه دستیابی به سلاح اتمی هستیم که ضامن استقلال کشور برای سی تا چهل سال آینده در برابر بیگانگان خواهد بود.
4. در سال های آینده فضای اقتصادی و سیاسی قدرتمندتری و بازتری خواهیم داشت.


مخالفان حکومت
باید شرکت کنیم چون
1. حکومت دایم تکرار میکنه که "هر رای شما باعث تثبیت بیشتر نظامه"، اونایی که این موضوع را جدی می گیرن، نظرشون اینه که حکومت با تکرار این جمله سعی داره اون عده ای که مخالفن رو وادار به مخالفت جدی و رای ندادن کنه. به این دلیل ما شرکت می کنیم.
2. رای ندادن ما هیچ نتیجه ای نداره. رای ندادن یک نوع عقب نشینی بحساب میاد و میدان را برای حکومت باز میزاره تا نیروهای خودش رو در همه جا مستقر کنه.
3. در صورتی که رای بدیم میتونیم یک کاندیدای خاص (در این مورد روحانی) رو در مقابل نظام قرار بدیم. اگر نظام مجبور به تقلب بشه، باید هزینه ی بیشتری رو صرف کنه.
4. حکومت میفهمه که مردم امیدوار و هوشیارند و قضایای سیاسی رو دنبال میکنن. این موضوع باعث میشه تا حکومت هر کاری دلش خواست نتونه انجام بده.
5. دفعه قبل رای دادیم و نتیجه اش این شد که تونستیم مخالفتمون رو وارد حکومت کنیم.
6. نیاز داریم به تدریج تغییر رفتار در حکومت ایجاد کنیم.
7. جلوی حمله ی خارجی به کشور گرفته میشه.
8. حکومت حتی اگه ما رای ندیم، طوری وانمود می کنه که انگار اکثریت در انتخابات شرکت کردند.

نباید شرکت کنیم چون
1. هر رای ما به نظام مشروعیت می بخشه.
2. دفعه قبل که رای دادیم، چه نتیجه ای داشت؟
3. اگر تقلب شد، کی حاضره دوباره بیاد بیرون و بگه "رای من کو؟"
4. دفعه قبل رای دادیم، نتیجه نگرفتیم. حالا باید اعتراضمون رو نشون بدیم و وارد مرحله ی بعدی بشیم. در این مرحله ما بیشتر رو در روی حکومت قرار می گیریم.
5. رای دادن ما، اقدامات حکومت در انتخابات قبلی رو تایید میکنه.
6. در صورتیکه این حکومت باقی بمونه، بسیاری از ارزشهای انسانی و ایرانی طی سالهای آینده برای همیشه از بین خواهد رفت.
7. اگر رای دادیم و مثلا روحانی رای آورد، چه کاری از دست این فرد خاص برمیاد؟! بطور مثال در رابطه با روابط خارجی همه میدونیم که رییس جمهور کاره ای نیست.

Saturday, June 8, 2013

این تویی که رو فردا تاثیر میزاری

گاهي اوقات شب که مي خوابي، هيچ برنامه اي براي فردات نداري. فقط ميخوابي، بدون هيچ فکري براي فردا. فردا شايد زود بلند شي بري نون تازه بگيري، شايدم بخوابي تا لنگ ظهر.
اما وقتيايي هم هست که از روز قبل قراره کاري انجام بدي. شبش که ميخواي بخوابي، مگه مغزت اجازه ميده. هزار جور فکر مياد تو ذهنت. گاهي اوقات استرس داري، بعضي وقتام هيجانِ اتفاق معرکه ي فردا نميزاره بخوابي.
خوب که فکرشو کني مي بيني همه چيز به اين مربوط ميشه که فردا چه جوريه. شايد بهتر باشه شب که ميخواي بخوابي به اينکه چي تو فردا منتظرته فک نکني. شايد بهتر باشه تصميم بگيري مثلا ساعت 6 بلندشي، بدون اينکه به خستگيش فکر کني. يه جورايي تناقض داره. هم بايد فکر کني هم نبايد. بنظرم اول بايد به اين فکر کني که ميخواي فردا زود بلندشي اما بعد نبايد به اين فک کني که چقدر زوده يا براي چي بايد زود بلند شي، اگرچه خودت مي دوني چرا ميخواي بلندشي.
شايد يه جور عادت باشه. آدم بايد خودشو عادت بده. اگه وقتي ميخواي بخوابي بدوني که بايد سر يه ساعتي بلند شي، بدنت خودکار تنظيم ميشه. معمولا سريعتر خوابت مي بره، راحت ترم بيدار ميشي. ميشه گفت بدن خودشو ول نميکنه.
اگه بتوني يه همچين کاري کني، نبايد براحتي از دستش بدي. چون اون موقع فردا نيست که روي تو تاثير ميذاره. اين تويي که رو فردا تاثير ميزاري.

Lost again

 Oh my lord! I'm still not satisfied with life and somehow I'm ready for my last departure if i don't confess I crave for it. Ov...