می گویم
تو اما
باور نکن
شبیه محبوبم نیستم
و شاید شبیه عظیم ترین صخره های زمین نباشم
اما فرزند خلیل ام
Tuesday, June 18, 2019
Sunday, June 16, 2019
به تو رسیده ام
زود به سی و هفت سالگی رسیدم. باورت نمی شود. پلاسکوی درون من، از آخرین دیدارمان با هدایت و دوستانش فرو ریخت. اما بهر حال به تو رسیده ام. من اما، بر خلاف تو، هنوز بچه ام و زود گول می خورم.
روز اول از سی و هفت سالگی ام اینچنین گذشت:
وَقُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِيرًا ﴿۸۰﴾
وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا ﴿۸۱﴾
وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا ﴿۸۲﴾
وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنْسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَئُوسًا ﴿۸۳﴾
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلًا ﴿۸۴﴾
با صدای زنگ در یهو بارون بارید
دستای خونه پر از گل داوودی شد
ماه از راه رسید روی راه پله نشست
دکمه های قلب من دونه دونه شل شدن
گفتم این یه معجزست خیره شد به آسمون
همه ی ستاره ها دونه دونه گل شدن
نخ بادبادکمو یه جوری وا میکرد
که تا هر جا خواستم بتونم پر بکشم
یه جوری تشنم کرد که میشد دریا رو
مثه یه لیوان آب یه نفس سر بکشم
روز اول از سی و هفت سالگی ام اینچنین گذشت:
وَقُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِيرًا ﴿۸۰﴾
وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا ﴿۸۱﴾
وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا ﴿۸۲﴾
وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنْسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَئُوسًا ﴿۸۳﴾
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلًا ﴿۸۴﴾
با صدای زنگ در یهو بارون بارید
دستای خونه پر از گل داوودی شد
ماه از راه رسید روی راه پله نشست
دکمه های قلب من دونه دونه شل شدن
گفتم این یه معجزست خیره شد به آسمون
همه ی ستاره ها دونه دونه گل شدن
نخ بادبادکمو یه جوری وا میکرد
که تا هر جا خواستم بتونم پر بکشم
یه جوری تشنم کرد که میشد دریا رو
مثه یه لیوان آب یه نفس سر بکشم
Sunday, June 9, 2019
غروب
غم غریبه!
کدوم غروبی
که عطر پاییز گرفته بوی تن ت؟!
نگات
نگات به سوی
کدوم ستاره است
که قلب ت پاره ست
به زیر پیرهن ت؟!
کدوم غروبی
که عطر پاییز گرفته بوی تن ت؟!
نگات
نگات به سوی
کدوم ستاره است
که قلب ت پاره ست
به زیر پیرهن ت؟!
Saturday, June 8, 2019
حق با توست
حق با توست
بی شک
دست آخر
پس از رنج های بسیار
خاطره خاطره
عذاب مسیر را که مرور می کنی
یخ کوهی شناور را مانندی
میان غلغله ی خودخواهی ها
ولوله گرم آرزوهای بی انتها
سرگردان
قطره قطره
آب شدنت را
مزه مزه می کنی
و شیرینی نیستی
از خاطرت می برد
موج موج
تلخی این اقیانوس پوچی را
یخ کوه کوچک
جدایی ات مبارک
از یخ طاق های بایر
از یخچال های بیهودگی
دل بستن، دل کندن و دل بریدن
اول بار که دل میبندی، سامورایی فقیری را مانندی که اولین کاتانای خویش را بدست گرفته و از شمشیر چوبی اش برای همیشه خداحافظی می کند. جذبه برندگی کاتانایی که در میان مشت هایش می فشارد، او را به سوی مبارزه ای شکوهناک دعوت میکند.
دیری نمی گذرد که در میان چکاچاک شمشیرها، کاتانای نازنین ت دو نیم می شود. آنجاست که برای دفاع از حیثیت ات راهی جز سپوکو نیست.
اول بار که دل می کنی، درست سامورایی شکست خورده ای را مانندی که حیثیتش خدشه دار شده، و در حال جان کندن، بی رحمی واکیزاشی اش را با بردباری تحمل می کند درست زمانی که از چپ به راست با طمانینه و وقاری باورنکردنی می خرامد.
دل بریدن های بعدی ات اما هیچکدام مانند سپوکو نیستند. انگار کن حالت باتوجتسو به خود گرفته ای و در لحظه ای انفجاری همه چیز را از خاطر می بری، درست مثل اینکه هیچوقت خاطره ای نداشته ای، درست مثل اینکه جهانی وجود نداشته است. جسد بی جان رقیب خیالی ات را به نظاره می نشینی روی زمین افتاده، غرق درخون، انگار که هیچوقت جان نداشته است.
Subscribe to:
Posts (Atom)
Lost again
Oh my lord! I'm still not satisfied with life and somehow I'm ready for my last departure if i don't confess I crave for it. Ov...
-
شاید زندگی آنقدر هم که از سوی عرفا و دینداران گفته می شود قیمتی نباشد. فرض کنید که ما همه در جای ناکجایی گرد هم آمده بودیم و "قالو بلی...
-
ایران کشور شگفت آوری است. مساحت زیادی دارد. تعدد اقوام نیز در آن زیاد است. از نظر محیطی نیز باورنکردنی است: همه چیز دارد، کوه های بلند، ...
