زندگی آسان تر از آسان است که تصور می شود. هر چه بیشتر هستیم، بار بیشتری را حمل می کنیم. زیست مطلوب در به اندازه بودن است. تا زمانی که این بودن را و میزان این بودن را باور نکنیم و تا زمانی که نفهمیم همه هستند و ما هستیم و همه او هستیم، به درک درستی از بودن خود نرسیده ایم.
بوده ایم و هستیم و خواهیم بود. میزان بودنمان مهم است. فرصتی به ما داده شد تا به عنوان انسان، میزان بودنمان را وسعت ببخشیم. در بودنمان به جبر هستیم اما در چگونه ماندمان همه مختاریم.
وجود تهی را میتوان با با او یا غیر او پر کرد. تصمیم با ماست و صبر گره گشاست. به هر موجودی کاغذ قراردادی سفید داده شده است تا هر چه میخواهد و میتواند بنویسد و بخواهد و طرف قرارداد از پیش امضای تعهدش را زیر این قرارداد قرار داده است.