Thursday, October 17, 2024

خواب

فهمیدم که من درون تو 

ناچیز و بی مقدار 

بوده م به آزگاری که نمی دانم

از تو دلخور نیستم

دیگر


اما

این بیهودگی را

تاب آوردن دشوار است


نازنین بی انتها

رفیق تنها و تنهایی

آنچه هست

زیبا نیست

و تو به این وسعت رنج

نمی ارزی


و من

ناچیزتر و بی ارزش تر از آن بودم که باشم


کاش

یکبار به خودآیی

به عمق رنج ها بنگری


شاید چراغ را خاموش کنی

تا همگی بخوابیم

Saturday, September 21, 2024

مرز تو کجاست؟

راستش را بخواهی

فهمیدم که جز خواستن 

یا شاید با کلماتی دیگر

 یک تصمیم بیشتر نیستم

باقی همه اوست

به هر کس هر چه لازم است داده شده

یا شاید بتوان گفت

به هر کس هر چه لازم است داده نشده است

در نهایت

فرقی نمی کند

همه دنیا را داشته باشی

یا هیچ چیز

باید بتوانی

با دلی آرام

و قلبی مطمئن

با هر آنچه هست پیش بروی

مرز بودن و نبودن

شرف است

و مرز خواستن و نخواستن

رضایت اوست

حالا بگو مهربان جوانمرد من

مرز رضایت تو کجاست!؟

Saturday, August 31, 2024

واقعا؟

واقعا میخوای هیچوقت نفهمی؟!!!!!!

Friday, August 30, 2024

میخوای؟ میخوای؟ میخوای؟!

واقعا اینو میخوای؟!

واقعا این شرایط رو میخوای؟!

واقعا میخوای اون شرایط رو از دست بدی؟! 


Saturday, July 27, 2024

My Time has come

 

An Independent Family House
A safe and simple car
A prospective independent business
A sound creative reasonable child
Health and Intelligence

Tuesday, July 2, 2024

Wednesday, May 29, 2024

به وقت عاشقی

 قرارمان پای صفا 

تو بار دیگر نور باش

اما اینبار غروب

ملغمه از خون و حزن

در آنجا که محمد

جان جانان است

و هر چه هست فدای اوست

و همه معانی پاره پاره است

قول میدهم 

عاشقت شوم

Wednesday, January 24, 2024

فرمانده لشگر 17 علی‌بن‌ابی‌طالب

 مهدی عزیزم

     تو را بیگانه شهید نکرد

مردمانی از جنس مردمان امروز 

تو را 

     دیروز 

        پرپر کردند

فرمانده‌ی لشگر تقوا

     در سپاه ایمان

             دوستت دارم

آرزویی ندارم

     جز اینکه همسایه‌ی تو و حسن باشم

همسایه‌ی نسیم و نور

Saturday, November 11, 2023

نگرانی‌ها، بایدها و نبایدها

 

با برنامه‌ریزی حرکت کن

نگرانی‌ها

  • نگران مگس نباش چون مفید است و خواست خدا بوده و هیچ ضرری به تو نمی‌تواند بزند.
  • نگران اینکه کسی نمی داند چقدر تلاش کرده ای نباش چون استخدام خدا شده‌ای و او می‌داند 
  • نگران انحراف‌ها و تلف شدن زمان نباش چون کار فرمایت خداست پس تو را هدایت خواهد کرد.
  • نگران خانه و محل کار و کار و باقی ملزومات نباش چون کار تو بدست آوردن اینها نیست. روی برنامه‌ات متمرکز باش. هر آنچه لازمه مسیرت است را به تو خواهد داد بدون هیچ زحمتی.
  •  نگران جاماندن نباش و برای عقب‌نماندن از دیگران اضطراب و طمع را به خود را نده چون هیچ کس باخدا جا نخواهد ماند.
  • نگران اندک بودن کار نباش چون او از تو بی‌نیاز است و آنچه تو ندانی و نتوانی را جبران می‌کند.
  • نگران نداشتن کار شایسته نباش چون استخدام او هستی، او بهتر از هرکسی می‌داند جایگاه تو کجاست.
  • نگران عدم پیشرفت نباش چون او تو را برای خود خواهد ساخت.

برنامه ریزی همه اینها با هم می‌شود ارتباط مداوم با خالقت، بنابراین همه را باهم در نظر بگیر.

بایدها

  • نماز را سروقت بخوان تا خدا به انسجام و مداومت سازماند‌هی‌هایت کمک کند
  • این متن را هر روز بعد از نماز ظهر مرور کن تا خدا به فراموش نشدن همه برنامه‌هایت کمک کند
  • نماز شب بخوان تا خدا به تو اراده عنایت کند و جایگاه قابل‌ستایشی برایت در نظر بگیرد
  • نافله روز را بخوان تا خدا از مشکلات آنی‌ عبورت دهد 
  • من اوفی بعهده والتقی  را هر روز یکصدمرتبه تکرار کن تا خدا علاوه‌بر تقویت اراده‌ به تو نعمتی بی‌مانند عطا کند
  • قران صبحگاهی بخوان تا خدا دل‌ت را شفا دهد و خواب‌آلودگی صبحگاهی را از تو دور کند
  • ذکر بگو تا خدا دلت را آرام کند و تمرکزت را بالا ببرد
  • همراه با فرزندت پیاده‌روی کن تا خدا سلامت روح و روان به تو و فرزندت عنایت کند
  • با فرزندت، شنا و ورزش کن تا خدا شادابی و تندرستی به شما بدهد
  • کتاب بخوان تا خدا به تو علم و حکمت عطا کند
  • همراه با فرزندت، قران را حفظ کن تا خدا به تو و فرزندت هوش و زمان عنایت کند
مراقبت کن تا در دام نیافتی

نبایدها

  • اینترنت گردی نکن تا دل و ذهن‌ت مشغول نشود
  • تلویزیون تماشا نکن تا وقت هدر ندهی و دل و ذهنت در امان بماند
  • اخبار را دنبال نکن تا عصبانی و ناامید نشوی
  • با کسی بحث و گفتگو نکن تا ذهنت بیهوده خسته نشود

Tuesday, November 7, 2023

معاویه در راه کوفه است

وقت سکوت است

نه

  وقت خواندن روضه نیست


اشتباه نکن

   دست از روی قبضه شمشیر بردار

صلح‌نامه را نوشته اند

       معاویه در راه کوفه است

 صعصان روی هوشش حساب باز کرده

حجر مشت مشت خاک و سنگ جمع می‌کند

و تمار

    تصمیم گرفته نخلش را با اشک سیراب کند


تاریخ تکرار معصیت باری است

حسن از اتحاد و امید می‌گوید

و حسین می‌داند

        وقت بستن چمدان‌هاست

Lost again

 Oh my lord! I'm still not satisfied with life and somehow I'm ready for my last departure if i don't confess I crave for it. Ov...