قرارمان پای صفا
تو بار دیگر نور باش
اما اینبار غروب
ملغمه از خون و حزن
در آنجا که محمد
جان جانان است
و هر چه هست فدای اوست
و همه معانی پاره پاره است
قول میدهم
عاشقت شوم
قرارمان پای صفا
تو بار دیگر نور باش
اما اینبار غروب
ملغمه از خون و حزن
در آنجا که محمد
جان جانان است
و هر چه هست فدای اوست
و همه معانی پاره پاره است
قول میدهم
عاشقت شوم
مهدی عزیزم
تو را بیگانه شهید نکرد
مردمانی از جنس مردمان امروز
تو را
دیروز
پرپر کردند
فرماندهی لشگر تقوا
در سپاه ایمان
دوستت دارم
آرزویی ندارم
جز اینکه همسایهی تو و حسن باشم
همسایهی نسیم و نور
با برنامهریزی حرکت کن
نگرانیها
برنامه ریزی همه اینها با هم میشود ارتباط مداوم با خالقت، بنابراین همه را باهم در نظر بگیر.
بایدها
نبایدها
وقت سکوت است
نه
وقت خواندن روضه نیست
اشتباه نکن
دست از روی قبضه شمشیر بردار
صلحنامه را نوشته اند
معاویه در راه کوفه است
صعصان روی هوشش حساب باز کرده
حجر مشت مشت خاک و سنگ جمع میکند
و تمار
تصمیم گرفته نخلش را با اشک سیراب کند
تاریخ تکرار معصیت باری است
حسن از اتحاد و امید میگوید
و حسین میداند
وقت بستن چمدانهاست
خدا را که شناختی
خود را که شناختی
نوبت دل است
چشم دلت را باز کن
موج نور که در جانت جاری شد
دلت روحت قلبت جانت
میدرخشد
آنگاه
نفست «دلیل» خود را خواهد یافت
طی یک هفته گذشته، بصورت جدی چندین مقاله، بخش هایی از کتاب جنود عقل و جهل امام خمینی و بسیاری مطالب پراکنده را مطالعه کردم. برداشت شخصی و نهاییام از همه آنچه مطالعه کردم را در تصویر زیر گرد آوردم.
از نظر من، روح - برای بکارافتادن قوای نفسانی و حیوانی - نیرو میدهد. قوه عاقله «خودآگاهی» را منجر میشود و قوای غضبیه و شهویه «بقا» را تضمین میکنند. قوای حیوانی نیز جز ابزاری برای بکارگیری «جسم انسان» و «ارتباط» بین قوای نفسانی و جسم در عالم ناسوت نیستند. و همه اینها با هم «نفس» لقب میگیرند. این ارتباط را در تصویر زیر به نمایش گذاشتم.
خواستن یا اراده در یک اجماع بین عقول و قوای شهویه و غضبیه شکل میگیرد. هر چه قوه عاقله بارورتر باشد، بیشتر قوای نفسانی دیگر را تابع خویش خواهد نمود. اما بنا به نظر ابن سینا این تصور است که در متصور میل بر میانگیزد. از نظر او قوه متصرفه - خواه از سوی عقل کلی یا جزئی بکارگرفته شده باشد - خوراک برای قوای نفسانی آماده میکند جهت تحریک قوه غضبیه برای دفع ضرر یا قوه شهویه برای جلب منفعت که به نظر درست است. بنابراین، عقل کلی یا جزئی در یک «مذاکره» با قوای شهویه و غضبیه خواستن یا نخواستن - اراده - را تعیین میکنند.
سخنان علی(ع) در ارتباط با نفس انسان:
در آغاز چهل سالگی، باورم نمی شود جنگ های درونی ام را پیروز شده ام و هدفمندتر از هر زمان دیگری در زندگی ام هستم. غصه هایم از جنس زمان اند و وطنم کوچک است به اندازه حرم علی و هموطنانم اندک به تعداد یاران او در دالان زمان. نمی دانم کدام بهتر مرا شرح میدهد: آماده ام یا تسلیمم.
Oh my lord! I'm still not satisfied with life and somehow I'm ready for my last departure if i don't confess I crave for it. Ov...