Wednesday, January 24, 2024

فرمانده لشگر 17 علی‌بن‌ابی‌طالب

 مهدی عزیزم

     تو را بیگانه شهید نکرد

مردمانی از جنس مردمان امروز 

تو را 

     دیروز 

        پرپر کردند

فرمانده‌ی لشگر تقوا

     در سپاه ایمان

             دوستت دارم

آرزویی ندارم

     جز اینکه همسایه‌ی تو و حسن باشم

همسایه‌ی نسیم و نور

Saturday, November 11, 2023

نگرانی‌ها، بایدها و نبایدها

 

با برنامه‌ریزی حرکت کن

نگرانی‌ها

  • نگران مگس نباش چون مفید است و خواست خدا بوده و هیچ ضرری به تو نمی‌تواند بزند.
  • نگران اینکه کسی نمی داند چقدر تلاش کرده ای نباش چون استخدام خدا شده‌ای و او می‌داند 
  • نگران انحراف‌ها و تلف شدن زمان نباش چون کار فرمایت خداست پس تو را هدایت خواهد کرد.
  • نگران خانه و محل کار و کار و باقی ملزومات نباش چون کار تو بدست آوردن اینها نیست. روی برنامه‌ات متمرکز باش. هر آنچه لازمه مسیرت است را به تو خواهد داد بدون هیچ زحمتی.
  •  نگران جاماندن نباش و برای عقب‌نماندن از دیگران اضطراب و طمع را به خود را نده چون هیچ کس باخدا جا نخواهد ماند.
  • نگران اندک بودن کار نباش چون او از تو بی‌نیاز است و آنچه تو ندانی و نتوانی را جبران می‌کند.
  • نگران نداشتن کار شایسته نباش چون استخدام او هستی، او بهتر از هرکسی می‌داند جایگاه تو کجاست.
  • نگران عدم پیشرفت نباش چون او تو را برای خود خواهد ساخت.

برنامه ریزی همه اینها با هم می‌شود ارتباط مداوم با خالقت، بنابراین همه را باهم در نظر بگیر.

بایدها

  • نماز را سروقت بخوان تا خدا به انسجام و مداومت سازماند‌هی‌هایت کمک کند
  • این متن را هر روز بعد از نماز ظهر مرور کن تا خدا به فراموش نشدن همه برنامه‌هایت کمک کند
  • نماز شب بخوان تا خدا به تو اراده عنایت کند و جایگاه قابل‌ستایشی برایت در نظر بگیرد
  • نافله روز را بخوان تا خدا از مشکلات آنی‌ عبورت دهد 
  • من اوفی بعهده والتقی  را هر روز یکصدمرتبه تکرار کن تا خدا علاوه‌بر تقویت اراده‌ به تو نعمتی بی‌مانند عطا کند
  • قران صبحگاهی بخوان تا خدا دل‌ت را شفا دهد و خواب‌آلودگی صبحگاهی را از تو دور کند
  • ذکر بگو تا خدا دلت را آرام کند و تمرکزت را بالا ببرد
  • همراه با فرزندت پیاده‌روی کن تا خدا سلامت روح و روان به تو و فرزندت عنایت کند
  • با فرزندت، شنا و ورزش کن تا خدا شادابی و تندرستی به شما بدهد
  • کتاب بخوان تا خدا به تو علم و حکمت عطا کند
  • همراه با فرزندت، قران را حفظ کن تا خدا به تو و فرزندت هوش و زمان عنایت کند
مراقبت کن تا در دام نیافتی

نبایدها

  • اینترنت گردی نکن تا دل و ذهن‌ت مشغول نشود
  • تلویزیون تماشا نکن تا وقت هدر ندهی و دل و ذهنت در امان بماند
  • اخبار را دنبال نکن تا عصبانی و ناامید نشوی
  • با کسی بحث و گفتگو نکن تا ذهنت بیهوده خسته نشود

Tuesday, November 7, 2023

معاویه در راه کوفه است

وقت سکوت است

نه

  وقت خواندن روضه نیست


اشتباه نکن

   دست از روی قبضه شمشیر بردار

صلح‌نامه را نوشته اند

       معاویه در راه کوفه است

 صعصان روی هوشش حساب باز کرده

حجر مشت مشت خاک و سنگ جمع می‌کند

و تمار

    تصمیم گرفته نخلش را با اشک سیراب کند


تاریخ تکرار معصیت باری است

حسن از اتحاد و امید می‌گوید

و حسین می‌داند

        وقت بستن چمدان‌هاست

Thursday, November 2, 2023

دلیل

از نعمت آگاهی که برخوردار شدی

خدا را که شناختی

خود را که شناختی

نوبت دل است

چشم دل‌ت را باز کن

موج نور که در جان‌ت جاری شد

دل‌ت روح‌ت قلب‌ت جان‌ت

می‌درخشد

آنگاه

 نفس‌ت «دلیل» خود را خواهد یافت





Sunday, October 22, 2023

جهان من

 






انسان چیست؟

 طی یک هفته گذشته، بصورت جدی چندین مقاله، بخش هایی از کتاب جنود عقل و جهل امام خمینی و بسیاری مطالب پراکنده را مطالعه کردم. برداشت شخصی و نهایی‌ام از همه آنچه مطالعه کردم را در تصویر زیر گرد آوردم.


قوای نفسانی و حیوانی نمایش داده شده در این تصویر همه به جنبه جوهری و مجرد نفس انسان می پردازند و نباید فراموش کرد که از نظر من، نفس انسان، روحی است که با جسم پیوندی قوی و حتی ناگسستنی دارد؛ با در نظر گرفتن این نکته که روح ثابت است و جسم قابل تغییر و تعویض. 

از نظر من، روح - برای بکارافتادن قوای نفسانی و حیوانی - نیرو می‌دهد. قوه عاقله «خودآگاهی» را منجر می‌شود و قوای غضبیه و شهویه «بقا» را تضمین می‌کنند. قوای حیوانی نیز جز ابزاری برای بکارگیری «جسم انسان» و «ارتباط» بین قوای نفسانی و جسم در عالم ناسوت نیستند. و همه اینها با هم «نفس» لقب می‌گیرند. این ارتباط را در تصویر زیر به نمایش گذاشتم.

خواستن یا اراده در یک اجماع بین عقول و قوای شهویه و غضبیه شکل می‌گیرد. هر چه قوه عاقله بارورتر باشد، بیشتر قوای نفسانی دیگر را تابع خویش خواهد نمود. اما بنا به نظر ابن سینا این تصور است که در متصور میل بر می‌انگیزد. از نظر او قوه متصرفه - خواه از سوی عقل کلی یا جزئی بکارگرفته شده باشد - خوراک برای قوای نفسانی آماده می‌کند جهت تحریک قوه غضبیه برای دفع ضرر یا قوه شهویه برای جلب منفعت که به نظر درست است. بنابراین، عقل کلی یا جزئی در یک «مذاکره» با قوای شهویه و غضبیه خواستن یا نخواستن - اراده - را تعیین می‌کنند.

سخنان علی(ع) در ارتباط با نفس انسان:

  • نفس تو مرکب سواری توست؛ زیاد بر او سخت گیری و آن را در فشار قرار دهی، آن را در معرض نابودی قرار داده ای؛ با آن مدارا کنی، به بقا و سلامت آن کمک کرده ای.
  • کسی که به معرفت نفس موفق شود به امتیاز بسیار بزرگی دست یافته است.
  • جز بهشت قیمت دیگری برای نفس شما نیست؛ پس آن را به چیز دیگری نفروشید.
  • هرکس بتواند خود را بشناسد حتما در شناخت سایر انسان ها موفق خواهد بود.
  • هر که نفس خود را بشناسد پروردگارش را خواهد شناخت.
  • هر که در قبال گناه بیش از دیگران بیمناک باشد، بیشتر از سایر افراد معرفت نفس یافته است.
  • بزرگ ترین جهل آدمی آگاهی نداشتن به خصوصیات نفس است.
  • نفس اماره به بدی ها فرمان می دهد. سرلوحه همه گناهان تصدیق نفس و تسلیم در برابر خواهش های نفسانی است.
  • هرگز دین و خرد با هوای نفس در یک جا جمع نمی شود.

سخنان علی(ع) در ارتباط با اراده:
  • چه  بسيار خواب‌هاى شبانگاهى كه اراده های روز را بر هم زده و چه بسيار تاريكى‌هايى كه ياد همّت‌هاى بلند را از خاطره‌ها زدوده است.
  • ريشه عزم، قاطعيت است و ميوه آن، كاميابى.
  • اراده، بستگى به اندازه عقل دارد.

Sunday, July 23, 2023

40

در آغاز چهل سالگی، باورم نمی شود جنگ های درونی ام را پیروز شده ام و هدفمندتر از هر زمان دیگری در زندگی ام هستم. غصه هایم از جنس زمان اند و وطنم کوچک است به اندازه حرم علی و هموطنانم اندک به تعداد یاران او در دالان زمان. نمی دانم کدام بهتر مرا شرح میدهد: آماده ام یا تسلیمم.

Tuesday, June 6, 2023

ثابت بمان

تمام قصه همین است:
گر بر سر نفس خود امیری، مردی

اگر اینجایی و مرا میخوانی
گمشده در جهان دیگری هستی
همین چند دقیقه پیش
از چارچوب پنجره جهنم
به لذت و عذاب آن نگریستم

باور کن مرا
از پشت خستگی 25 ساله فریاد می کشم
باور کن مرا
خدا را
باور کن مرا
این تو نیستی
و این خواسته تو نیست

هیچ چیز در جهان تو واقعی نیست
هرگز آن پنجره را باز نکن
تو را خواهد بلعید

هیچ یاوری را باور نکن
تنها خواهی ماند

بهشت نیستی را خواهانی
مرا باور کن، او را باور کن

بگریز 
از هر آنچه غیر اوست
و الی ربک فارغب

Wednesday, May 17, 2023

در آستانه چهل سالگی

 سلام

راستش را بخواهی، خیلی پیشرفت کرده ام. چند ماه دیگر چهل ساله می شوم. خب چهل سالگی باید نقطه کمال یک مرد باشد. مگر چند مرد وجود دارد؟ نمی دانم. اگر در سی و دو سالگی از من می پرسیدی که خسته ای؟ حتما پاسخم این بود که آری خسته ام. الان چطور؟! پاسخ همان است.

ناراضی ام. اول از همه از او ناراضی ام. بی هدف نیستم. حدس میزنم بدانم از کجا آمده ام و می دانم برای چه آمده ام. و راستش را بخواهی شاید بدانم به کجا می روم. اما هنوز یک چیز را نمی دانم. این همه رنج از نیستی به نیستی چرا؟ 

می دانی کجای قصه دردناک است؟ نه، تنهایی ش دیگر دردناک نیست. آنچه دردناکش می کند، پناه بردن از رنج به عامل رنج است. انگار همه چیز را راست گفته الا یک چیز. 

گفته بی نیاز است اما بی نیاز به نظر نمی رسد. اگر بپذیرم بی نیاز است، بیشتر به سلطانی مانند است که گرفتار ذات تندخوی خویش است. و اینچنین ما جز لعبتکانی نیستیم در دستان لعبت باز فلک. 

آری ما هیچ چیز نیستیم: فقیر، ضعیف، مرده، خوار، نادان، عاصی، ممتحن و نیاز. و او در یک کلام همه چیز است: غنی، قوی، حی، عزیز، دانا، منزه، سلطان و ناز. آری او زیباست و متکبر و این زیباترش می کند. اما اینهمه برای چه؟ پشت این سد رنج آور هستی، باور نمی کنم چیزی ارزشمند وجود داشته باشد. شاید بگویی به او وصل شو تا او باشی. من نمی خواهم او باشم. او را عامل رنج همه می بینم و خود را حقیرتر از آنکه دریا شوم. جایی که او هست، جایی برای کسی نیست. من میخواهم نباشم. همین.

دوستش ندارم. نه اینکه تسلیم نباشم. تسلیمم. اما هر چه میکنم نمی توانم عامل رنجم را دوست بدارم. شاید اگر سرگرم دنیا می شدم بد نبود. اما هر چه فکرش را می کنم هیچ چیز با ارزشی نمانده است. همه تلاش ها با شکست مواجه شده است و چکیده رنج تمام هزاره ها در جامی است که من از آن می نوشم. چه اخلاصها و چه ایثارها که نتیجه ای جز شکست نداشته است. شاید آزادی ما از او نتیجه تحمل همین رنج و شکست است.

زمان من به آخر خود رسیده است و تمام راه های رفته و نرفته امروز به یک مسیر ختم شده اند. تنها باش، تنها زندگی کن و تنها بمیر. شکست را بپذیر و غروب غم انگیز قصه پر غصه ی فرزندان هم نام عیسی را در حالی که از جام زهر می نوشی تماشا کن. و آمدن رحمت و ایمان را در وطنی نو و هموطنانی نو به انتظار بنشین. او را دوست بدار و با او خلوت کن. و یاد دوستان نداشته ات را زنده نگهدار. از مردم و روزگار جدا شو. اینجا وطن تو نیست و اینان هموطنان تو نیستند. هیچکجا وطن تو نیست و هیچکدام از این مردمان هموطنان تو نیستند. تو در میان انبوهی از کسانی که غریبه هستند و چند آشنا اسیر شده ای. و دلخوشی هایی نیز هست. دلگرم باش و امیدوار و سرگرم کار خویش.



Lost again

 Oh my lord! I'm still not satisfied with life and somehow I'm ready for my last departure if i don't confess I crave for it. Ov...