Tuesday, December 24, 2013

دوره ی دگرگونی

آینده بنظر خیلی مبهمه. خیلی دلم می خواد بدونم که یکی دو هفته بعد از کنکور که جوابا می آید، چی کار کردم. خیلی بی حوصلم. سه چهار سال پیش خونه خریده بودیم. من تازه از سربازی اومده بودم. کار نداشتم. قسط و قرضمون زیاد بود. هیچ تلاشی برای جذب شدن توی هوافضا نکردم چونکه دلم نمیخواست برده یه سری از خودم کمتر بشم. اما خنده دار این بود که انگار تو سربازی یه واکسن یا شاید یه ویروس به من تزریق شده بود. دیگه نمی تونستم از هر آدم ناچیزی حرف شنوی داشته باشم. یه مقداری به خاطر سنم بود. یه مقدار هم بخاطر اینکه دیگه موقعیت یه دانشجو رو نداشتم که با هر شرایطی کنار بیام. قرار بود از آموزشگاه قبلی در بیام و یه آموزشگاه جدید تو شرق پیدا کنم. البته بیشتر تمایل داشتم تا وارد یه کار دیگه بشم که دقیقا نمی دونستم چی می تونست باشه. به هیچ جا نرسیدم. وارد یه شرکت کوچیک واردات اقلام پزشکی شدم که همه چی خوب بود جز اینکه باید با یه جوون بیست ساله کار می کردم که دامپزشکی خونده بود و نه بخاطر توانایی هاش که بعلل دیگه ای اونجا کار میکرد. ناچارا بعد از تقریبا دو هفته از این شرکتم خارج شدم. همین موقع بود که آزمون آیلتس هم داشتم. خودم رو آماده کردم و رفتم برای آزمون. با اینکه بیشتر انتظار داشتم اما خب نمرم شد هفت و نیم. بد نبود.
در همین منوال، یه کار دیگه ای رو هم تجربه کردم. برادرم برام جور کرد. قرار بود برم یه مغازه نوشت افزار رو بگردونم. بنظرم کار نشدنی ای نیومد. رفتم. سه روز هم کار کردم. اما متوجه شدم در حد یه شاگرد مغازم که کار اصلیش کپیه. اومدم بیرون. عزمم رو جزم کردم تا برگردم سراغ کار خودم. هر روز روزنامه گرفتم و دنبال کار گشتم. خیلی جاها رفتم. موسسات زیادی رو سر زدم. حدود پنجاه تا موسسه رفتم و فرم پر کردم. اکثرشون تمایلی به پول دادن نداشتن. یه سری شون از بدبختی دانشجوهای زبان انگلیسی استفاده می کردند. ازشون یه پولی برای برگزاری کلاس های TTC می گرفتن یا اینکه یه آزمون من درآوردی از تافل می گرفتن که اول طرف و آچمز می کردن بعد یه پول مفتی هم برای برگزاری آزمون ازشون می گرفتن. خلاصه، اوضاع خوب نبود. اما بهر حال تونستم تو دوتا موسسه شروع به کار کنم. نمی خواستم اشتباه قبلیم رو تکرار کنم. توی هر دوتا موسسه کارم و ادامه دادم.
امسال سی سالم شد. زمان خیلی زود می گذره. قرن عجیبیه. امسال وقتی به عقب یه نگاهی انداختم، متوجه شدم هر سال درگیر یه چیزی بودم. زمانی برای خودم نبوده. اما بهرترتیب یه چیزای رو هم بدست آوردم. اما امسال هم درگیر آزمون کارشناسی ارشد شدم.
خوندم. نمی دونم در مقایسه با بقیه چی کار کردم. اما خوندم. مشکل اینجاست که نمی دونم این مدرک به دردی می خوره یا نه. شاید بتونم یه مجوزی بگیرم تا خودم یه آموزشگاه راه بندازم. اگرچه، این روزا بیشتر واقع بین شدم و فک می کنم که شدنی نباشه. پول زیادی می خواد که فراهم کردنش غیرممکن بنظر میرسه. الان دیگه دقیقا نمی دونم چه چیزی در انتظارمه. تنها چیزی که می دونم اینه که می خوام وضعیتم رو تغییر بدم. اما چه تغییری؟ نمی دونم.
این آزمون خیلی چیزا رو برام روشن میکنه. خیلی جالبه که یه رویداد تو زندگیه یه آدمه با تجربه بتونه این همه مهم باشه. من خیلی چیزا رو تجربه کردم تو زندگیم. اما بنظر میرسه یه چیزایی هست که فقط در حد شعار تو ذهن افراد شکل می گیره. اینکه این شعارها صحت دارن یا نه بسته به اینه که فرد تجربشون میکنه یا نه. زندگی بالا و پایین خیلی داره. تا حالا به زندگی اینطوری فکر نکرده بودم. اینا اثرات سی سالگیه. موندم چهل سالگی چه چیزایی برام روشن میشه و پنجاه سالگی، شصت سالگی چه چیزای روشن میشه؟ ماه های روبرو، ماه های تغییراته.

Sunday, December 15, 2013

قصه تو، خودت بنویس

به جد پدريش خيلي افتخار مي کرد. مي گفت اينکه الان خانواده ي بزرگ، آبرومند و متمولي دارند به خاطر تلاش ها و از خودگذشتگي هايي بوده که پدربزرگ پدرش انجام داده. تا بیست و چند سالگیش آدم معمولي اي بحساب ميومده، اما ازاون به بعد قصه زندگيش رو خودش نوشته. يه روز از خواب بلند شده و با خودش گفته که ديگه بسه. نمي شه هر روز مثل روز قبل باشه. از اون روز به بعد تلاشش رو چندين برابر مي کنه. خيلي طول نمي کشه که پولدار ميشه. اما اين پولدار بودنش نيست که باعث ميشه خانوادش ازش به بزرگي ياد کنند، اين موفقيت هاشه که باعث چنين چيزي ميشه. پدر پدربزرگش تونسته بود به بيشتر آرزوهاش برسه. وقتي که در حال مرگ بود آرزوي بزرگي نداشت که بهش نرسيده باشه. همين رو به بچه هاش ياد داده بود. اينکه نبايد آرزوهاشون رو رها کنند.

Saturday, December 7, 2013

تقدیر


خیام
رباعیات
رباعی شماره ۳۳
در خواب بدم مرا خردمندی گفت
کاز خواب کسی را گل شادی نشکفت
کاری چه کنی که با اجل باشد جفت؟
می خور که به زیر خاک می‌باید خفت


این روزا، بیشتر به این نتیجه می رسم که تقدیر یه حقیقت تلخه!
گرچه بامداد نظر دیگه ای داره:
و تو چگونه بی احساس عمیق سرشکستگی از تقدیر سخن می گویی؟
حال آنکه تقدیر جز بهانه تسلیم کم همتان نیست.
اما نمی دونم چرا خودش یه جای دیگه به تلخی تقدیر اعتراف کرده:
دستان بسته ام آزاد نبود تا هر چشم انداز را به جان در برکشم.
بهرحال، احساس خوبی به زندگی ندارم. حس می کنم در بندم. اسیری آدم از هر دو سو بدون راه حله. به نظر چاره ای نیست جز سنگ شدن.
اما من چاره ای ندارم جز اینکه ادامه بدم. نتیجه خیلی زود معلوم میشه. گرچه انسان خیلی فراموشکاره!

Thursday, September 26, 2013

Idiot Westerns



       It's over two years that all the world are watching enthusiastically a dramatic, action movie directed by the United States, Saudi Wahhabis and foxy Israel. Undoubtedly there are many fundamental mistakes on the side of Bashar-Al-Assad and his regime. However, a bigger mistake is done by the USA. The western countries' hidden coalition which is led by American cowboys are eager to replace the Syrian regime with one supporting their goals and long-term plans. By supplying and arming the Saudi Wahhabis, who are professional murderers, they follow their plans. Following pictures make connections clearer for you.

Sunday, June 16, 2013

برهان علیت


چند روز پیش با حامد در رابطه با برهان علیت بحث کردیم. که چندان به جایی نرسید. برای همین این موضوع را در اینجا به صورت دقیق تری بررسی می کنم.

تصور نادرست خداناشناسان از برهان علیت
وقتی صحبت از برهان علیت می شود، معمولا اینطور بنظر میرسد که مثلا میز را انسان خلق کرده و انسان را خدا خلق کرده است، پس به همین شکل میتوان خدایانی را پشت سر هم قرار داد و یک نوع تسلسل رسید که خود ناقض درست بودن این برهان میشود.
نکته ای که باید مورد نظر قرار بگیرد، تعریفی است که از خدا، جهان دیگر و این جهان و هرآنچه در آن هست می دهیم.
تعاریف (ساده)
خدا: بُعد ندارد، ابتدا ندارد، انتها ندارد، و هر آنچه در این جهان و آن جهان است از او خارج نیست.
جهان دیگر: جهان فراخردی که خرد را یارای درک آن نیست. (البته احتمالا بعضی قائل به وجود نشانه هایی برای تشخیص وجود چنین جهانی هستند. اما باید در نظر بگیریم که در چنین شرایطی ما مانند فردی هستیم که از نمای یک ساختمان تصویری در ذهن ندارد ولی در داخل آن قرار دارد. این فرد می تواند بر اساس آنچه که از درون می بیند، تصویری مبهم از بیرون آن را در ذهن بپرورد)
این جهان: جهانی که در حوزه تجربه عقلی و حسی قرار دارد و مادی می باشد.

در صورتیکه تعاریف بالا را در نظر بگیریم، به رابطه علت و معلولی خاصی می رسیم که در شکل زیر نشان داده ام. به این صورت که ما در علت خود قرار داریم و علت ما بی بُعد و بی انتهاست.
در این حالت یک کُل وجود دارد و در واقع چیزی غیر از او وجود ندارد.

خرده بر این نظریه
چرا باید به دنیای فراخردی یا فراعقلی قائل باشیم؟ چه نشانه های وجود دارد؟
آیا دنیای خرد برای انسان کافی نیست؟
در انتها شاید سوال بشود که اصولا چه نیازی به چنین خداییست؟ که اگر جواب سوال اول را بدهیم، می توانیم جواب مناسبی برای این سوال نیز پیدا کنیم.

برهان علیت و تعریفی دیگر از خدا بدون استفاده از دنیای فراخردی (تنها در حوزه خرد)
البته لازم به ذکر است که ما می توانیم تنها قائل به دنیای خرد باشیم و همین تعریف از خدا را بدهیم. در آن صورت می توانیم موضوعات فراعقلی را موضوعاتی بحساب بیاوریم که در حوزه علم عقلی امروزی نیستند (ناشناخته بحساب می آیند) و در آینده میتوان آنها را با علم اثبات نمود.


Monday, June 10, 2013

رای دادن یا رای ندادن

موافقان حکومت

باید شرکت کنیم چون
1. شرعا واجب است
2. رهبر نظام واجب شمرده.
3. مشروعیت نظام رو بالا میبره، آمریکا، فشار کمتری به ایران میاره.
4. از حمله ی نظامی آمریکا جلوگیری میکنه.
5. عرصه ی اجرایی کشور به مخالفان نظام واگذار نمیشه.
6. دوره 11 انتخابات هست. بنابراین گروه های مخفی خارج کشور برنامه های خاصی برای انتخاب دارند. این موضوع اثبات شده است چونکه در انتخابات 88 هم همین گروه ها فتنه ای بزرگ در کشور راه انداختند.
7. امسال 2013 هست و گروه های مخفی برنامه های خاصی برای امسال دارند. اگر موفق بشویم برنامه های آنها را خنثی کنیم، به حکومت مدت 9 ساله ای برای چاره اندیشی برای مشکلات داده ایم تا سال 2022 که دوباره همین گروه ها برنامه های جدیدی را اجرا میکنند.

باید شرکت کنیم چون
1. از حکومت در برابر تهدید ها و خودسری های کشور های غربی دفاع می کنیم.
2. حکومت ایران نیاز به فضای امن تری داره تا آزادی های بیشتری رو به مردم اهدا کنه.
3. ما در آستانه دستیابی به سلاح اتمی هستیم که ضامن استقلال کشور برای سی تا چهل سال آینده در برابر بیگانگان خواهد بود.
4. در سال های آینده فضای اقتصادی و سیاسی قدرتمندتری و بازتری خواهیم داشت.


مخالفان حکومت
باید شرکت کنیم چون
1. حکومت دایم تکرار میکنه که "هر رای شما باعث تثبیت بیشتر نظامه"، اونایی که این موضوع را جدی می گیرن، نظرشون اینه که حکومت با تکرار این جمله سعی داره اون عده ای که مخالفن رو وادار به مخالفت جدی و رای ندادن کنه. به این دلیل ما شرکت می کنیم.
2. رای ندادن ما هیچ نتیجه ای نداره. رای ندادن یک نوع عقب نشینی بحساب میاد و میدان را برای حکومت باز میزاره تا نیروهای خودش رو در همه جا مستقر کنه.
3. در صورتی که رای بدیم میتونیم یک کاندیدای خاص (در این مورد روحانی) رو در مقابل نظام قرار بدیم. اگر نظام مجبور به تقلب بشه، باید هزینه ی بیشتری رو صرف کنه.
4. حکومت میفهمه که مردم امیدوار و هوشیارند و قضایای سیاسی رو دنبال میکنن. این موضوع باعث میشه تا حکومت هر کاری دلش خواست نتونه انجام بده.
5. دفعه قبل رای دادیم و نتیجه اش این شد که تونستیم مخالفتمون رو وارد حکومت کنیم.
6. نیاز داریم به تدریج تغییر رفتار در حکومت ایجاد کنیم.
7. جلوی حمله ی خارجی به کشور گرفته میشه.
8. حکومت حتی اگه ما رای ندیم، طوری وانمود می کنه که انگار اکثریت در انتخابات شرکت کردند.

نباید شرکت کنیم چون
1. هر رای ما به نظام مشروعیت می بخشه.
2. دفعه قبل که رای دادیم، چه نتیجه ای داشت؟
3. اگر تقلب شد، کی حاضره دوباره بیاد بیرون و بگه "رای من کو؟"
4. دفعه قبل رای دادیم، نتیجه نگرفتیم. حالا باید اعتراضمون رو نشون بدیم و وارد مرحله ی بعدی بشیم. در این مرحله ما بیشتر رو در روی حکومت قرار می گیریم.
5. رای دادن ما، اقدامات حکومت در انتخابات قبلی رو تایید میکنه.
6. در صورتیکه این حکومت باقی بمونه، بسیاری از ارزشهای انسانی و ایرانی طی سالهای آینده برای همیشه از بین خواهد رفت.
7. اگر رای دادیم و مثلا روحانی رای آورد، چه کاری از دست این فرد خاص برمیاد؟! بطور مثال در رابطه با روابط خارجی همه میدونیم که رییس جمهور کاره ای نیست.

Saturday, June 8, 2013

این تویی که رو فردا تاثیر میزاری

گاهي اوقات شب که مي خوابي، هيچ برنامه اي براي فردات نداري. فقط ميخوابي، بدون هيچ فکري براي فردا. فردا شايد زود بلند شي بري نون تازه بگيري، شايدم بخوابي تا لنگ ظهر.
اما وقتيايي هم هست که از روز قبل قراره کاري انجام بدي. شبش که ميخواي بخوابي، مگه مغزت اجازه ميده. هزار جور فکر مياد تو ذهنت. گاهي اوقات استرس داري، بعضي وقتام هيجانِ اتفاق معرکه ي فردا نميزاره بخوابي.
خوب که فکرشو کني مي بيني همه چيز به اين مربوط ميشه که فردا چه جوريه. شايد بهتر باشه شب که ميخواي بخوابي به اينکه چي تو فردا منتظرته فک نکني. شايد بهتر باشه تصميم بگيري مثلا ساعت 6 بلندشي، بدون اينکه به خستگيش فکر کني. يه جورايي تناقض داره. هم بايد فکر کني هم نبايد. بنظرم اول بايد به اين فکر کني که ميخواي فردا زود بلندشي اما بعد نبايد به اين فک کني که چقدر زوده يا براي چي بايد زود بلند شي، اگرچه خودت مي دوني چرا ميخواي بلندشي.
شايد يه جور عادت باشه. آدم بايد خودشو عادت بده. اگه وقتي ميخواي بخوابي بدوني که بايد سر يه ساعتي بلند شي، بدنت خودکار تنظيم ميشه. معمولا سريعتر خوابت مي بره، راحت ترم بيدار ميشي. ميشه گفت بدن خودشو ول نميکنه.
اگه بتوني يه همچين کاري کني، نبايد براحتي از دستش بدي. چون اون موقع فردا نيست که روي تو تاثير ميذاره. اين تويي که رو فردا تاثير ميزاري.

Thursday, March 28, 2013

نصب ویندوز 7 و 8 همزمان و خطای دیسک پویا/dynamic

چگونه ویندوز 7 و 8 را کنار هم نصب کنیم؟

حدود یکی دو سال پیش، وقتی که تازه ویندوز 8 بصورت کرک شده به بازار آمد، آنرا خریدم و با خوشحالی وصف ناپذیری ویندوز 7 را از روی رایانه پاک کردم و 8 را بجایش نصبیدم. نتیجه بسیار غم انگیز بود. به این دلیل که ویندوز 8 با بعضی از برنامه هایی که برای من مهم بود براحتی کار نمی کرد و درضمن برای کاربرانی مناسب بود که از صفحه لمسی استفاده می کنند. نتیجه اینکه بعد از دو روز ویندوز 8 را برداشتم و ویندوز 7 را ریختم.
اما بعد از چند وقت به سرم زد تا ویندوز 8 را روی درایو دیگری نصب کنم تا هر دو را با هم داشته باشم. این شد که شروع کردم به نصب ویندوز 8 تا اینکه متوجه شدم زمان انتخاب درایو، خطای دیسک دینامیک/dynamic می دهد.
زمانی که هارددیسک شما از حجم بالایی مثل 50 گیگ، 100 گیگ و بالاتر استفاده میکند، ویندوز بطور خودکار به شما پیشنهاد میدهد که هارد خود را از هارد پایه/basic به پویا/dynamic تغییر دهید. البته این تا زمانی که شما یک سیستم عامل نیاز داشته باشید مشکلی درست نمی کند. ویندوز xp از دیسک های داینامیک پشتیبانی نمیکند و روی آن نصب نمیشود. البته نسخه هایی از سوی مایکروسافت ارائه شد که این مساله را بر طرف کرد. اما در ایران پیدا کردن آن ها با توجه به معلومات فروشندگان سی دی/cd کار نشدنی به نظر میرسد.
درست نمی دانم تفاوت بین درایو داینامیک و بیسیک چیست. اما تصور میکنم داینامیک برای حجم های بالا بهتر است چونکه سرعت دستیابی به اطلاعات بر روی هارد افزایش می یابد.
برای رفع مشکل دینامیک بودن درایو، در این اینترنت جستجو کردم، و چندین برنامه را برای رفع آن دانلود کردم. بعضی کار نکردند و بعضی خطا "تعداد زیاد درایو" میدادند، به این معنی که تعداد درایو های پارتیشن بندی شده زیاد بودند و باید باهم ترکیب یا merge می شدند تا بتوان کل هارد را از پایه به پویا تغییر داد.
باید در نظر داشته باشید که نمی توان یک درایو را از پویا/dynamic به پایه/Basic تغییر داد، اینکار مربوط به کل هارد درایو میشود نه یک پارتیشن خاص مثل درایو D.
برای تبدیل کل هارد درایو از دینامیک به بیسیک چندین راه مختلف وجود دارد. نخست اینکه می توانید هاردتان را کامل پاک کنید و با استفاده از دستور diskpart هاردتان را به بیسیک تغییر دهید و دوباره پارتیشن بندی نمایید. راه دوم استفاده از یک نرم افزار برای انجام این کار است. نرم افزار های کم حجم و پرحجمی برای انجام اینکار وجود دارند. از میان کم حجم ها Aomei Dynamic Disk Convertor 3.5 اینکار را بسادگی و بدون حذف اطلاعات شما از روی هارد و باسرعت باورنکردنی زیر یک دقیقه انجام میدهد. از میان حجم بالاها Acronis Disk Director Home 11 از بقیه بهتر است. از نسخه های قدیمی تر استفاده نکنید چون نتیجه ای نمی گیرید.
به توجه به اینکه نسخه کم حجم را نتوانستم بدون کرک پیدا کنم از نسخه پرحجم استفاده کردم. برای تبدیل کل هارد درایو از دینامیک به بیسیک به شکل زیر توجه کنید:

بعد از رفع این مشکل cd ویندوز 8 را درون دستگاه قرار دهید و سپس وارد قسمت نصب شوید. ویندوز 8 را بر روی هر درایوی جز درایو ویندوز 7 نصب کنید. بعد از تمام شدن نصب منویی به شما نشان داده میشود که میتوانید یکی از ویندوز ها را برای بوت شدن انتخاب کنید.
منابع:

تبدیل Dynamic Disk به Basic Disk در ویندوز ۷

دانلود:

Acronis Disk Director Home 11   


Monday, March 25, 2013

حقیقت




زندگی به مثابه کوهی،
                    صخره ای است
                                 با شیبی طاقت فرسا
به قله،
           لبه ی آن که می رسیم
نیستی منظره ی غالب است

فراپشت را در می نگریم
دسته ای
          جیغ می کشند
                       از ترسی که تیر می کشد
در استخوان های فرورونده در قلبشان
دسته ای
            فریاد می کنند
                              تا
ترس خود را نقابی از خشم کشند

من اما
        نیستی در دو کره ی چشمانم غلطان
                                          سکوت می کنم
یاس را

Sunday, March 17, 2013

آیکون جدید برای نرم افزار گنجور

دانلود آیکون جدید برای نرم افزار گنجور

Monday, February 25, 2013

Auto Power-On and Shutdown Download & New Icon


The other day, I was looking for a kind of software to turn my laptop on in ungodly hours because I wanted to download some files and to use my free internet. I found the Auto Power-on and Shut-down. I installed the software that looks great for my purpose. Just keep in mind to use the Auto power on ability of your laptop you need to hibernate your operation system and avoid shut it down.
Here is a link to download the software in full version.
The following is a kind of icon for substituting the ugly icon of the software. I myself have created it.

Lost again

 Oh my lord! I'm still not satisfied with life and somehow I'm ready for my last departure if i don't confess I crave for it. Ov...